دانه عزیز سلام.
تو خودت استاد ما هستی و باید ما تازه وارد ها را راهنمایی کنی. اما مطلبی که بنده به ذهنم میرسه اینه که در قضیه شما یک اشتباه کوچولو صورت گرفته و اون اینکه هر دوی شما عزیزان (شما و دوست سابقتان) در حالی که دل در گرو کسی داشته اید با یکی دیگه عهد زناشویی بسته اید و این اشتباهی کوچولو و بس فاحش است. اما خانم دانه عزیز هیچ اشکالی ندارد، جلو ضرر را از هر کجا ببندی منفعت است. بنا براین این اشتباه رو فراموش کن و به خودت بقبولان که تو بالاخره با یک نفر عهد بسته ای و همسری گزیده ای. و وجدان حکم می کنه که دل از هر کس دیگری جز همسرت بشویی. تو الان همسری انتخاب کرده ای که محتاج محبت توست و بر تو روا نیست حتی لحظه ای به اون بنده خدا (دوست سابق) بیندیشی. او رو از ذهنت بنداز بیرون و حتی برایش آرزوی خوشبختی نکن (می خوام بگم حتی اگه براش آرزویی هم بکنی یعنی هنوز دلت پیش اوست) فراموشش کن و نگو نمیشه که خیلی خوب میشه و تو میتونی و تازه آدمی که شما رو که دوستش بودی یهو ول کرد چه بهتر که زنش نشدی که بعدا ممکن بود در حالی که همسرش بودی ولت کنه.
زندگی مشترک تو و زندگی دوباره تو تازه شروع شده، اون رو گرم نگه دار و گرم ترش کن و همسرت رو عاشق خودت کن و البته مهمتر از همه زندگی ات را بکن و از زندگی به این باهالی لذت ببر و به همسرت عشق بورز.
تو هنوز اول راهی از لحظه لحظه های زندگیت لذت ببر و به همسرت وفادار باش ای وفادارترین همسران.








علاقه مندی ها (Bookmarks)