سلام خانم محترم
واقعا دوسش دارم حتی حاضرم واسش بمیرم ذهن و فکر و جسمم همش شده فکر کردن به اون - فکر میکنم دارم افسردگی میگیرم- زندگی واسم بدون اون پوچه بارها میخواستم خودمو به خاطر اون بکشم اما جراتشو نداشتم اما زندگی بدون اون هم واسه من محاله به خاطر اینکه یه روزی می اد و منو میگیره تمامه خواستگارامو رد میکنم
شما کاملا از روی احساس دارید تصمیم می گیرید.اگر واقعا اون آقا رو دوست داشته باشید می ذارید زندگیشو بکنه و شما هم کمکم فراموشش می کنید.خانم و بچه های اون آفا چه گناهی دارند که به خاطر یه نفر دیگه زندگیشون از هم بپاشه؟
خواهش میکنم یه کم بیشتر رو رفتار و افکارتون فکر کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)