ایشون مثل اینکه دو قورت و نیمشم باقیه هنوز!اقا چه طلبکارم هست!!! به معرف میگم دارید مزاحمم میشید !!!![]()
تشکرشده 309 در 154 پست
ایشون مثل اینکه دو قورت و نیمشم باقیه هنوز!اقا چه طلبکارم هست!!! به معرف میگم دارید مزاحمم میشید !!!![]()
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
همون فردای ملاقات آخر که هنوز هم بحث داشتیم و من گیر داده بودم چرا دستمو گرفتید و ... من به معرف زنگ زدم و نه به عنوان شکایت، بلکه به عنوان یه تحقیق در مورد فرهنگ خانوادگی ایشون در مورد چگونگی ارتباط خانم و آقا سوال کردم. معرف گفت خانواده بسته ای نیستن ولی بی بند و بار هم نیستن. من گفتم آخه ایشون علیرغم مخالفت من دست منو گرفتن و من هم خیلی بد برخورد کردم و گویا ناراحت شدن. میخواستمم ببینم کلا فضای بین خانم و آقا در فرهنگشون در چه حدیه؟ معرف هم گویا یکم شوکه شد و گفت من نمیدونم چرا چنین جسارتی کرده و شما حق داشتی ناراحت بشی و حالا باهاشون صحبت میکنم.( من اصلا به عنوان شکایت نگفته بودم. در حدی که فکر کنم معرف حتی اینجوری فکر کرد که من ناراحتم که ایشون ناراحت شده ازم)
من همون روز، هنوز داشتم با خود آقا بحث میکردم. که ایشون اون حرفا رو زدن.(حرفههای پست قبل)
بله خانم شیدا، شاید بشه گفت من پیگیر ماجرا بودم. چون همونطور که قبلا هم گفتم شرایط کلی ایشون رو دوست داشتم و واقعا هم مطمئن نبودم که برداشتم از کار ایشون درست بوده و به دنبال فرصت دادن به خودم و ایشون برای حل سوتفاهم احتمالی بودم. که ایشون بعد از اینکه فهمیده بود من به معرف گفتم اون حرف رو زد و کلا کنار کشید.
ضمنا فکر میکنم شما اگر درس قضاوت میخوندید یا کاراگاه می شدید هم خیلی موفق بودید.
ویرایش توسط Pooh : یکشنبه 02 مهر 96 در ساعت 21:20
شیدا. (سه شنبه 04 مهر 96)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)