به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    سلام

    چنین گذشتها و چشم پوشی ها و فرصت دادنهایی برای کسانی هست که ازدواج میکنند و از همسرشان اشتباهی میبینند زمان خواستگاری قضیه کاملا عکس اینه.
    حرفتون درسته. اما خب من طی این سی سال عمرم و فراز و نشیبهایی که گذروندم در مسایل عاطفیم، به این نتیجه رسیدم که هیچ کس و هیچ موردی نه صد در صد خوبه، نه صد در صد بد. وقتی در مرحله شناخت هستی، به نظرم درست نیست با یک یا دو خطا و مورد منفی دیدن از کسی روش قضاوت کلی کنی. حداقل توی سن من قضاوت ناگهانی و حکم صادر کردن، برای خودم هم ریسک محسوب میشه. به نظر من حتی همین که مثلا با این اختلاف نظر و مشکلی که پیش اومد آیا قادر بودیم حلش کنیم و ادامه بدیم و چطور باهاش برخورد میکردیم هم بخشی از شناخت بود. توی دوره آشنایی زمان اونقدر طولانی نیست. میشه توش نقش بازی کرد. اگر قرار باشه دو نفر خیلی هم بخوان با مراقبت رفتار کنن و خود واقعیشون رو نشون ندن و نقش بازی کنن، شناخت مستند و واقعی حاصل نمیشه.

    بعد از حرفهای آخر ایشون، من به این نکته ای در مورد ایشون پی بردم که برام بیشتر از اینکه دستم رو گرفت جلوه کرد. این نکته که ایشون حتی حاضر به قبول اشتباه و خطای خودش نشد، احتمال سوتفاهمی که من در نظر گرفته بودم و فرصتی که برای حلش قایل شدم رو نقطه ضعفی در من دونست و باهاش تحقیرم هم کرد. و تصمیمش رو هم نه بر اساس دیدن ایرادی واقعی در من، بلکه بی انصافانه و برای کم نیاوردن و تلافی گرفت.

    من خودم آدم مدهبی و بسته ای نیستم. اصلا هم ادعای دین و ایمانم نمیشه. من چی بشه چهار پنج ماه یک بار یه نماز دست و پا شکسته ای بخونم.خودمو بکشم چهار پنج تا روزه توی ماه رمضون بگیرم. خودم هم شاید در گذشتم دختر صد در صد پاکی نبوده ام که توقع هم داشته باشم یک پسر صد در صد پاک نصیبم بشه. اگر مطمین میشدم قصد ایشون بازی دادن نیست و برای ابراز محبت قلبی به من بوده ( هر چند همونطور که گفتم فقط 30 درصد چنین احتمالی می دادم) میتونستم از این قضیه بگذرم. در واقع این حرکت ایشون به خاطر وجود تردیدشون و قبل از ملاقات خانواده ها و رسمی تر شدن ماجرا، باعث ناراحتی من بود. نه صرفا اینکه به من دست زده. اگر باز تا حدودی چیزهای اصلی قطعیت پیدا کرده بود و ایشون قطعا فهمیده بود که منو میخواد ومیخواد این رو بروز بده، اینقدر ناراحت نمی شدم و برام قابل گذشت بود.اما مطمینم که نمیتونم با آدمی که برخوردش مثل حرف های آخر ایشون باشه زندگی کنم.

    البته واقعا نمیدونم. این جزو مشکلات شخصیت و رفتار منه شاید. و اگر هست ممنون میشم بهم بگید. و صحیحش رو هم بهم بگید. چون واقعا دوست دارم اشکالاتم رو بتونم تصحیح کنم. خودم فکر میکنم آدمی هستم که اول دیگران رو در نظر میگیرم بعد خودم رو. بیشتر، سیستمم روی سازگار شدنه تا اینکه محیط رو به نفع خودم تغییر بدم. و دل رحمم زیادی. در کل وقتی نسبت به کسی اعتراضی میکنم یا ابراز ناراحتی میکنم، همزمان توی دلم، دلم برای کسی که دارم بهش اعتراض میکنم هم ریش ریش میشه. و ناخوداگاه اول خودمو جای طرف مقابل میذارم و سعی میکنم درکش کنم. در مورد مسایلی که کاملا منطقی باشند و احساسات براش مطرح نباشه میتونم کاملا خوب و منطقی و محکم تصمیم بگیرم. ولی وقتی جنبه ی عقلانی و احساسی با هم مطرح باشه، با اینکه سعی میکنم طبق منطقم پیش برم ولی درونا اروم و قانع کردن احساسم برام سخته. مثلا شده که کسی ازم کاری بخواد و قادر به انجامش نباشم ولی نمیتونم راحت بگم نه. میگم نه ولی بعد از کلی کلنجار رفتن با احساسم و زیر و رو کردن فکرم که چجوری بگم که ناراحت نشه. یعنی با اینکه در نهایت بیشتر منطق رو انتخاب میکنم اما پوستم کنده میشه و درد میکشم تا بیام احساسم رو با منطقم هم جهت کنم. خیلی وقتها هم باز با اینکه خروجی نهاییم در عمل منطقه، ولی تا مدتها عواطفم ازم شاکیه و درد میکشه. به طور کلی اینجوریم. و چون درد برام ایجاد میکنه میدونم که حتما یک ضعفه. ولی نمی دونم چجوری باید این ضعف رو برطرف کنم و عواطف و منطقم رو هم جهت کنم. همیشه انگار زاویه بین دلرحمی و عواطفم با منطقم بزرگه. و این منو توی تصمیم گیری هام و روابطم با اطرافیانم خیلی آزار میده. واقعا دردم میگیره. و وقت و انرژی زیادی هم ازم میگیره. در حدی گاهی در تضاد هم هستند احساسات و منطقم، که در کشاکش بین این دو تا واقعا گاهی حس میکنم دو تا هستم و خودم درون خودم درگیر و عصبی میشم. لبته خوشبختانه توی هیچ کدومش ادم بد جنسی نیستم. عموما بخش احساسم قوی تره و زورش بیشتره ولی در نهایت خودمو مجبور میکنم به زور و حتی بدون رضایت درونیم خودمو مجبور میکنم به منطق عمل کنم. همیشه احساسم خیلی رنجیده میشه.خیلی شاکی میشه. خیلی درونم اشک میریزه و من همش خفش میکنم.. فکر میکنم چیزی که به صورت شاید نداشتن ثبات شخصیتی بهنظر میاد ریشش همین باشه. البته شاید هم این مدل که من هستم خودش یک تیپ شخصیتی مشخص باشه. شخصیتی که مدلش اینجوریه. نه شخصیتی که ثبات نداره و بین دو نوع تیپ شخصیتی در گذار باشه.
    ممنون میشم برای رفع این ضعف، اگر واقعا ضعفه راهنماییم کنید.


    راستی یه سوال از خانم شیدا داشتم. شما فرض کنید یه خواستگار براتون بیاد و شما بهش به دلایل محکمی جواب منفی بدید. اگر اون خواستگار پیگیر بشه شما بهش میگید مزاحمم نشو؟؟؟ با همین جمله و لحن؟؟
    بشین و بفرما و بتمرگ واقعا یکیه به نظر شما؟!!!
    ایشون میتونستن مودبانه بگن به نظر من به درد هم نمیخوریم. انشالله که شما هم خوشبخت و موفق باشید. نه؟

    سلام جناب یک دوست.
    ممنون از پاسخ مفصل و زمان و دقتی که در تایپش صرف کردید.
    اینجا دادگاه نیست و من نیومدم که مدرک علیه ایشون جور کنم.شما هم اینجا نیستید که مقصر رو پیدا کنید. یک مساله ای در مورد یک خواستگار که شرایط ایده آلی برای من داشت و طی صحبتهایی که داشتیم مورد منفی از ایشون ندیده بودم تا اون فقط یک رفتارشون، پیش اومده بود که نیاز به راهنمایی داشتم.
    اگر شما علاقمندید به اینکه در تک تک جملات من به دنبال مدرکی برای حکم دادن و محکوم کردن من بگردید، بگردید. اشکالی نداره. اصلا نظر شما کاملا درست و صد در صد من مقصر.ولی هدف من از ایجاد این تاپیک کاملا مشخصه. نیازی هم واقعا نمیبینم در این دادگاه محاکمه ای که شما بر اون اصرار دارید از خودم دفاع کنم. اما از اونجایی که در پستتون مطالبی دکر کردید که ممکنه واقعیت رو در ذهن سایر اعضا دچار تحریف کنه و تاپیک رو بیهوده به حاشیه و یا مسیر غلطی ببره، لازم میدونم اشتباهات برداشتی شما رو تصحیح کنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    وقتی بعد از اون همه اعترض توهین کردن میگه بیا داخل منزل حرف بزنیم آقاهه چه برداشتی میکنه؟
    الان شما از کجا چنین برداشت کردید که من گفتم بیا منزل؟!!!
    لطفا در نظر داشته باشید فضای نوشتاری و محدودیت زمانی و حد حوصله ی یک کاربر در این سایت و هر سایت دیگه ای به اون اندازه نیست که من بخواهم ریز به ریز فضا و محیط و جغرافیا و همه چیز را رمان مانند توصیف کنم و به تصویر بکشم. بنابراین لازم هست خلاصه کل مااججرا رو بگم و بیشتر تاکیدم رو بذارم روی موضوع مورد سوالم در عنوان تاپیک. و پست اولم هم دقیق چنین حالتی داشته.پس اینکه شما از جمله من در پست اولم که گفتم:" من گفتم بیاید بریم حرف بزنیم" محل حرف زدن رو بخواهید با قطعیت و تاکید حدس بزنید اشکال از من نیست. اشکال از شماست که در ذهنتون می برید و میدوزید. به عنوان یک کابر این سایت، ازتون خواهش دارم سعی کنید روی موضوع اصلی تاپیکها متمرکز بشید نه روی جزییات نامعلومی که هم موضوع تاپیک رو به حاشیه و انحراف میبره و هم خدایی نکرده واقعیات رو تحریف کنه و چه بسا جنبه تهمت پیدا کنه.
    لذا صرفا محض اطلاعتون و تصحیح تخیلاتتون، عرض کنم که من حتی تعارفی هم به ایشون برای اینکه تشریف بیارن منزل نکردم. یک پارک محلی نزدیک خونه ما هست من گفتم بریم اونجا حرف بزنیم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    بعدش هم دختر رو بوسیده بدون اینکه اینبار اعتراضی به دنبال داشته باشه.
    این رو هم نمیدونم از کجا آوردید. ولی در نقلی که بعد از این خودتون از من نقل کردید جوابتون هست. در پست اولم هم مشهود هست . من ارجاع میدم به پست خودتون:

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    "من هم بلند شدم و کلی بد و بیراه گفتم و اومدم خونه."
    حالا در مورد یک سری حرفهای دیگتون:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    چرا دوباره شروع به توهین کرد؟ چون آقا تو نیامده؟ چون قبلا دستش رو گرفته بوده؟ چون ...
    کدوم تو؟؟؟!!! برام جالبه بدونم این منزلی که شما در تخیلاتتون ساختید، آپارتمانیه یا ویلایی؟ شمالیه یا جنوبی؟ چند متریه؟.....!!!!! پناه بر خدا......
    و اما در مورد جمله اولتون توی این نقل قول باید بگم چون به جای اینکه با دیدن اعتراض های قبلی من و قبول عذرخواهیش و فرصت دادن بهش، در صدد جبران بربیاد، پا رو فراتر گذاشت.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    شما دختر خانم نجیبی هستید ولی واکنش هاتون نسبت به رفتارهای زشت اون آقا این فکر رو ایجاد کرده که چندان هم بی میل نیستید. حداقل در 4 جائی که شماره گذاشتم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    "شبش هم تا صبح بهش تهمت زدم و گفتم تو دنبال سواستفاده هستی و ...."
    ایشون که همچین ذهنیتی رو حتی اگر گوشه ذهنش داشته چرا شام خوردن؟ چرا دعوت به منزل آمدن و صحبت بیشتر؟
    واقعا این منزل رو از کجا در آوردید که اینقدر هم روش تاکید دارید؟ !!!
    ضمن اینکه در مورد این دو نقل قول اخیر شما، فکر میکنم در پست قبلی توضیح دادم که درست نمیدونم ادمها رو با یک رفتار خطاشون یا یک رفتار درستشون قضاوت کنم. من این فرصت رو به خودم دادم که بذارم اگه منظوری نداشته ثابت کنه. که متاسفانه نکرد. ضمن اینکه برای انتخاب باید یک جمع بندی و سبک سنگین نهایی از طرف مقابل کرد. نه صرفا با یک رفتار تصمیم گرفت.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    کلی داد و بیداد که آقا عوضیه ولی هنوز امیدوار بودن که شاید گربه است. (اگر نخوانده اید داستان "انشاا... گربه است" رو جستجو کنید و بخوانید"
    متاسفانه هنوز این کتاب رو نخوندم. حتما پیداش میکنم و مطالعه می کنم.
    بله.هنوز شک داشتم 30 درصد که شاید گربه است. و اگر شک نداشتم نیازی به خواستن راهنمایی و ایجاد این تاپیک هم نبود.
    البته الان که همه چیز تموم شده. اما وقتی تاپیک رو ایجاد کردم بله. هنوز شک داشتم.
    **********************

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    (بگذریم از اینکه وقتی پست میگذارید و بهتون جواب میدند اگر تشکر نمی کنید پرخاش هم نباید بکنید)
    اگر منظورتون تشکر پاپپین پست هاست، فکر میکنم مختص بشه به پستهایی که راهکار و تحلیل متناسب با موضوع و مساله مطرح در تاپیک رو ارایه بده. و گرنه من در متن پستم از شما تشکر کرده ام بابت پاسخ و وقتی که گذاشتید و باز هم تشکر میکنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    اگر تمام شده بود چرا هنوز پیگیر قضیه هستید؟
    جناب امین که یکی از مدیران سایت هستند و نظراتشون طبق شناختی که ازشون دارم بسیار معتبر هست، بعد از 5 روز از اخرین پست من نظرشون رو اعلام کرده اند. و از اونجایی که نکات خوبی مطرح کرده بودند و به جایگاه مناسب و نامناسب گذشت و چشمپوشی اشاره کرده بودند، من حداقل برای اینکه از این اتفاقات تجربه درستی بگیرم و اشکالات خودم رو پیدا کنم ادامه دادم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    شما همه رفتارها و گفتارهاتون متناقض است و پیام های اشتباه به مخاطب ارسال میکنه.
    منظورتون از مخاطب اعضای سایته یا اون آقای نوعی؟
    اگر منظورتون اون آقاست، من با فرصت دادن به ایشون و خودم میخواستم هم به خودم زمان بدم برای قضاوت کردن، هم به ایشون بگم که نمیخوام این خطاشون رو به کل شخصیت ایشون تعمیم بدم و ازش بخوام و بهش فرصت بدم که بپذیره اشتباه کرده و ثابت کنه منظوری نداشته و با تکرار نکردن بهم ثابت کنه که این فقط یک خطای رفتاری بوده نه شخصیت ایشون.
    و اگر منظورتون کاربران این سایته، عذرخواهی میکنم از اینکه محدودیت فضای نوشتاری، زمان و حوصله ی هم شخص من و هم خود کاربران ، مانع از این میشه که همه چیز رو ریز به ریز توصیف کنم و احتمال تناقضاتی که ذهن های جورواجور انسان ها می تونه از جمله های من دچارش بشه رو پیش بینی کنم. معذرت میخوام.

    ضمن اینکه در خود همین پست اخر شما هم تناقضاتی هست. مثل چهار تا نقلی که از شما در زیر آوردم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    قدیمی ها یه گفتاری داشتند به این مضمون که اگر به زنی متلک انداختی و و ایستاد شروع کرد به فخش دادن یعنی خوش اومده و ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    من [/COLOR]مودبانه!!!??? (1) گفتم میشه لطفا دست منو ول کنید؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    یعنی بلافاصله محل رو ترک می کنه (احتمالا توی گوش اون آقا هم بزنه، اینجا مودب بودن محلی نداره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    حتی اگر دختری خیلی محجوب باشه و در مرحله قبل نتونسته باشه واکنش جدی نشون بده قطعا تحمل نمیکنه باهاش دست بهگردن بشند
    آخرش من نفهمیدم اگه مودبانه میگفتم دستمو ول کن درست بود؟ یا اینکه فحش میدادم درست بود؟ یا اینکه بزنم تو گوشش درست بود؟
    اینجوری که شما گفتید من اگه فحش میدادم که فکر میکرده خوشم اومده. باز اینجوری که شما میگید من مودبانه هم که گفتم باز یعنی خوشم اومده. آخرش کدوم درسته؟
    در مورد دست به گردن شدن هم به پست اولم مراجعه کنید. میبینید تحمل نکردم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    وقتی میگند ثبات شخصیت داشته باشید یعنی اگر واقعا از افرادی مثل من (اون آقا) خوشتون نمیاد چرا کلا قیدم رو نمی زنید؟ چرا دنبال این هستید که یه جوری برم گردونید؟ اگر هم من و رفتارهام رو می پسندید خب ثبات داشته باشید، دیگه فحش دادن و به این و اون شکایت کردن نداره؟ ...
    بله. در پست قبلیم هم گفتم که خودم هم چنین حدسی زدم.
    من اصلا منکر این نیستم که شاید رفتارهای اشتباهی هم از من سر زده. اما شیوه تحلیل و مدرک جور کردن و قضاوت شما رو هم درست نمیدونم. باز هم ممنون از نظرات و پستهاتون. نیتتون مشفقانه است. اما شیوه بیانتون اصلا.


    من واقعاهنوز هم خیلی متاسفم که این اتفاق افتاد. میتونم بگم از معدود مواردی بود که از نظر ملاکهای اولیه خیلی خوب بود. و به خاطر همین هم نمیدونستم واقعا سود کردم یا ضرر. و این آزارم میداد.
    و با اینکه تموم شد، هنوز هم ته دلم یک عذابی دارم که نکنه تهمت زدم و اون دنیا جوابی براش نداشته باشم. و گذشته از این، ته دلم اصلا دوست ندارم فکر کنم پسری با این خانواده و این تحصیلات و اینقدر فعالیتهای مثبت، بی بند و بار بوده. این قضیه تموم شد. ولی ترجیح میدم فقط اینجوری فکر کنم که قسمت نبوده، نه اینکه اون آدم بدی بوده باشه. و براش هم واقعا از ته دلم آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم و امیدوارم اگر من تهمتی زدم یا ضربه ناروایی به آبروش زدم منو حلال کنه و اون دنیا جلو راهمو نگیره.
    از دوستان عذرخواهی میکنم طولانی شد.

    ویرایش توسط Pooh : دوشنبه 03 مهر 96 در ساعت 14:07

  2. کاربر روبرو از پست مفید Pooh تشکرکرده است .

    sahar202 (سه شنبه 04 مهر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سکوت من جایی که باید صحبت میکردم
    توسط hanie_66 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 19 خرداد 97, 22:01
  2. پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 96, 13:09
  3. تفاوت در ذائقه غذایی
    توسط bgr.mostafa در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: شنبه 16 آذر 92, 01:50
  4. مخالفت پدر با انتخاب به دلیل تفاوت اعتقادی ( به راهنمایی نیاز دارم!
    توسط mhassanr7 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 تیر 92, 23:42
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 10 آذر 91, 01:48

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.