سلام
خانم شاپرک 114 مشکل شما قبل ار چیز دیگری از ضعیف بودن اعصاب شما است. علتش دیگه مهم نیست. مهم اینه که اولا برگردید و درمان تان رو از نو شروع کنید.
دوما در طول درمان خودتان و اطرافیان تان در حد توام محیط آرامی رو فراهم کنید. و از تفریحاتی که به تسکین روحیه و اعصاب کمک میکنه استفاده کنید.
من شخصا کسانی رو می شناسم وضعیت بسیار بدتری داشتند، مشکلات حاد جسمی و روحی توام. (حتی تویضح دادنش هم سخته) ولی بعد از اینکه با مشقت زیاد، خواهش و تمنا، رزرو کردن خودسرانه وقت دکتر و تهدید به قطع رابطه،
1. بالاخره نزد دکتر رفت.
2. چند ماه اول رو به سختی گذروند و بعدش هم رو غلتک افتاد.
3. توجیه شد و خودش به این نتیجه رسید که این درمان براش مفید است
مهم این بود که وقتی راه افتاد و توجیه شد که نباید خودسر قطع کنه خودش همکاری کرد (البته بعد از دق دادن ما) و تا آخر رفت. الان هم مثل یه آدم عادی و نرمال هستش.
تنها مشکلی که ایشون فعلا بهش گیر داده و ما هم نمی تونیم کمکی کنیم شوهر خواستن است که شکر خدا شما از این جهت براتون حل شده است
راه نجات شما "فقط" از همین راه درمان می گذره. دست به عمل بزنید.
موفق باشید![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)