با سلام
آناهیتای عزیز شما مشکلت این هست که این اخلاق همسرت رو نپذیرفتی
اول بپذیر و دائم این مشکل رو با یه حالت ایده آل مقایسه نکن
شما اگر بپذیری، در چنین شرایطی عکس العمل احتمالی رو پیش بینی می کنی
اون روز طبق تجربه باید میدونستی که همسرت احتمالا برای گرفتن کیک بهانه میاره
پس از قبلش خودت رو از لحاظ روحی آماده کن که اون جوری که شما میخوای شاید نشه
میری و موضوع رو مطرح می کنی اگر جواب داد که هیچ اگر جواب نداد به عکس العمل احتمالی همسرت که برات قابل پیش بینی هم بوده یه عکس العمل مناسب نشون میدی و از قبلش با خودت میگی باید خودم رو کنترل کنم و آروم و عاقلانه حرف بزنم
میگه خوابم میاد برو یه خوراکی که دوست داره رو بیار یا موسیقی که دوس داره رو بذار تا خوابش بپره
همیشه با خودت تکرار کن اولویت اولم صلح و آرامش هست حالا اینکه فلان مهمونی چه جور برگزار بشه فلانی چه جور فکر کنه و ... زیادم مهم نیست
یه وقتی که همسرت حالش خوبه و خوابالود و خسته نیست راجع به مواردی که در ذهنت هست صحبت کن
اونم نه به این شکل که متهمش کنی و انتقاد مستقیم داشته باشی بلکه به این صورت که بگی خیلی دلم میخواست فلان وقت فلان کارو خودت میکردی
البته قبل از این حرفها حتما بهش محبت کن و خصوصیات خوبشم عنوان کن
الان راضی هستی که برای کیکی که آخرشم نخرید اون حرکت رو کردی؟
عکس العمل ها رو پیش بینی کن و برای اونها عکس العمل منطقی و مناسب در نظر بگیر
الانم شب که همسرت اومد خودت پیشقدم بشو و آشتی کن و بگو اشتباهات خودم رو در اون برخورد می پذیرم هر چند همه تقصیرات گردن من نبود. یخ ایجاد شده رو بشکن
در رابطه با گوشی اگر هم حتی بفروشه خودتو ناراحت نکن به هر حال اون گوشی شکسته
چرا فکر می کنی غرورت هزار تکه میشه انقدر به این غرور گیر نده
کاملا عادی برخورد کن
یک بار برگرد و پست اولت رو بخون
همسرت خصوصیاتی داره که داشتن نصف اون خصوصیات میتونه یک زن رو خوشبخت کنه
این اشکالشو بپذیر و نذار آرامش زندگیت با همین یک ایراد کوچک به هم بریزه
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ویرایش توسط فکور : دوشنبه 24 مهر 96 در ساعت 10:09
علاقه مندی ها (Bookmarks)