سلام ملودی جان
چه اتفاقی افتاد که بحث به اینجا کشیده شد؟
توی تاپیک قبلیت قبل از پست آخریت میخواستم بهت بگم حرفهای همسرت در زمان عصبانیت رو جدی نگیر و فراموش کن.احتمالا یک سری از رفتارها و حرفهای اون از سر
استیصال هست.
فکر می کنید این حرفها از قبل برنامه ریزی شده باشه یا ایشون یک دفعه همچین حرفی رو زدن؟
این امکان هم هست که این نظر خانوادشون باشه.
این که شما تعهد بدین اعتراضی نکنید که اصلا منطقی نیست.چه نیازی به تعهد کتبی هست؟
روانپزشک رفتن هم که اصلا ربطی به شرایط فعلی شما نداره.
در مورد شرط آخر هم همدلی باید در زندگی باشه و دوطرفه وجود داشته باشه و نیازی به تعهد نیست.در ضمن با توجه به اتفاقات گذشته ایشون بیشتر باید برای جلب
اعتماد شما تلاش کنند.
به نظر من شما بگید که هر دوتون نیاز به تغییرات دارین و انگیزه این تغییرات عشق و محبتی هست که بین شما وجود داره نه جلسه خانوادگی و تعهد کتبی.
بگین شما تلاش های اون برای زندگیتون رو میبینین و براتون ارزشمنده و خودتون هم با تمام توجه و عشق و محبت در کنارش هستید.
یه سوال.با توجه به شناختی که از همسرتون دارید فکر میکنید بیشترین انتقادشون از شما چی باشه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)