سلام
چطور یک روز یا شایدم دو روز قبلش با شما اونجور صحبت کرده بود انقدر احساسی و اینکه گفته بود همه چیز رو به من بسپار و اینکه هیچکس مثل من نمیخواد این زندگی درست بشه و ...
حالا یه دفعه با چند تا شرط فضایی برگشته
به نظرت این وسط چه اتفاقی افتاده
آیا همسر شما فرد دهن بینی بود؟ یعنی راحت تحت تاثیر دیگران مثلا دوستانش قرار می گرفت؟ چون توی محیط دوستان از این حرفها زیاد زده میشه که مراقب باش بعدا میخواد سوارت بشه و ... و فقط کافیه فرد مورد نظر جوگیر باشه
در هر صورت قبول نکردن اون شروط با توجه به سابقه ای که ایشون داره و با توجه به اینکه در واقع حتی حق اعتراض رو هم میخواد بگیره اونم با قرصهایی که شما رو از حالت عادی خارج کنه، کاملا منطقی هست
نمیدونم اقدام بعدی شما چی باید باشه
اگر جای شما بودم دو سه هفته زمان میدادم و صبر میکردم تا اقدام بعدی ایشون رو ببینم و بعد اگر اقدامی میکرد و شروط رو پس می گرفت و پشیمون میشد که هیچی فعلا همون روند قبل رو دنبال می کردم ولی اگر هیچ اقدامی نمی کرد بعد دو سه هفته یک جلسه حضوری با ایشون قرار میگذاشتم و به ایشون می گفتم با توجه به شروطی که اون روز گفتی من هر چی بیشتر فکر کردم بیشتر به این نتیجه رسیدم که شما تمایلی به این زندگی مشترک نداری اینکه از من یه آدم قرصی بسازی که حق هیچ اعتراضی نداشته باشه با هیچ منطقی جور نیست در واقع شروط غیر ممکن گذاشتی که من هم نسبت به شما احساسم کم بشه و روند جدایی رو دنبال کنم. پس علی رغم میل باطنیم و علی رغم اینکه واقعا مایل بودم به طور منطقی به زندگیمون فرصت ادامه بدم چون می بینم احساسم یک طرفه هست فکر می کنم باید تسلیم خواسته شما که ظاهرا جدایی هست، بشم
اگر باز هم شروطشو پس می گرفت که هیچی و ازش میخواستم روند مشاوره رو ادامه بده و اگر می گفت آره قطعا نظرم همونهاست شاید واقعا مسئله جدایی رو به اتمام می رسوندم
اینها نظرات شخصی و واکنشهای احتمالی من در برخورد با چنین مواردی هست که ممکن هست الزاما هم درست نباشه
واکنش احتمالی من صبر به مدت دو سه هفته برای فرصت دادن برای فکر و اینکه اگر این شروط یه واکنش هیجانی و زودگذر بوده مشخص بشه
یک جلسه حضوری برای گفتن مواردی که نوشتم و نهایتا تصمیم گیری نهایی
برات آرزوی آرامش رو دارم
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)