به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 30 بهمن 96 [ 01:31]
    تاریخ عضویت
    1396-8-19
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    34
    سطح
    1
    Points: 34, Level: 1
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ye_Doost نمایش پست ها
    سلام

    به نظر بنده سن شما برای ازدواج دیر نباشه زود هم نیست. این از نظر سن. ولی باید ببینید از جنبه های دیگر جسمی، عقلی و مالی هم شرایطش رو دارید؟ که بنابر گفته تان واجد شرایط هستید. پس هر چه زودتر ازدواج کنید بهتر.

    * این نگاه ها هیچ چیز رو نشون نمی دهند. حتی ده ها نگاه عمیق و سمج هم گاهی می توانند غلط انداز باشند. چه بسا واقعا حسی هم به دنبال شون باشه ولی در عمل خانم با یه "نه" سرد حال تون رو بگیره و یا بدتر. ابدا به خانم ها و نگاه های شان اعتماد نکنید.
    * گذشته گذشته و رفته است. روش شما مناسب نبوده و احتمالا تاثیر منفی هم بر روی دختر و خانواده وی داشته باشه. این بستگی به نوع زندگی و اعتقادات دختر و خانواده اش داره. شما مجددا از طریق خانواده و سنتی اقدام کنید. اگر هم گله ای از بایت تماس مستقیم تان شد عذرخواهی کنید و به حساب بی تجربگی بگذارید. کلا چیزی رو ازدست نمی دید. یا ردتان می کنند میشوید همینی که الان هستید یا اجازه خواستگاری می دهند و باقی قضایا ...

    موفق باشید
    سلام بر شما
    والا از نظر جسمی و مالی که الحمدلله اوضاعم خوبه از نظر عقلی هم تعریف از خود نباشه ولی بیشتر از سنم میفهمم و سعی میکنم با منطق و برنامه ریزی با مسائل کنار بیام . اما تا حالا توی همچین حسی درگیر نشده بودم که متاسفانه هم سریع به سراغ آدم میاد و اولش واقعا غیر قابل کنترله که باعث میشه افکار و زندگی روزمره رو مورد تهاجم قرار بده البته یه مقدار که با خودم خلوت میکنم واقعا میبینم که کاش هیجی بهش نگفته بودم و جوری دیگه ای بحثو پیش میکشیدم البته فقط خواستم که حسم رو بهشون بگم دیگه خدا داند بعدا مشکل ساز میشه یا نه اما چاره ای هم نداشتم . ولی از یه بابت ایشون بنظر میاد منطقی هستن چون فقط گفتن که خونواده بخاطر اینکه تک دختر هستم منو به غریبه ممکنه ندن و منم خواستم بپرسم کسی از فامیل توی زندگیت هست یا نه که دیدم اگه بگم ممکنه ناراحت بشه چون دیگه فضولی محسوب میشد البته اگرم کسی بود قطعا بهم میگفت که کسی هست که دیگه سراغش نرم یا اگه قصد ازدواج نداشت هم قطعا میگفت که درسم هنوز تازه شروع شده و از این قضایا
    چیزی که یه مقدار منو گیج کرده همین جوابش بود
    بنظر شما چه برداشتی میشه از حرفشون کرد ؟؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید Matin-417 تشکرکرده است .

    Ye_Doost (شنبه 20 آبان 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.