به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 691

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 آذر 98 [ 04:38]
    تاریخ عضویت
    1391-4-21
    نوشته ها
    212
    امتیاز
    9,762
    سطح
    66
    Points: 9,762, Level: 66
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 288
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    392

    تشکرشده 451 در 164 پست

    حالت من
    Khejalati
    Rep Power
    58
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط جوادیان نمایش پست ها
    با سلام

    حال مادرم چن روزی بود که خوب شده بود و ما امیدوار بودیم با رو پا شدنش دوباره ببریمش شهرستان برای عمل پیوند..

    به ناگاه چن شب پیش حالش دگرگون شد و بعد از سه روز بستری در آی سی یو متاسفانه صبح خبر فوتشو بهم دادن و من سراسیمه سمت بیمارستان رفتم..

    کار از کار گذشته بود و من الان که پنج روز از حادثه میگذره هنوز باور نکردم که مادرم به این راحتی مرا ترک کرده..

    من بیش از پیش تنها تر شدم .. من نمیخوام باور کنم او رفته.. هنگام دفن مادرم به شدت میگریستم اما احساس میکردم یکی از نزدیکانم را در قبر میگذارن..

    وقتی میخواهم با واقعیت روبرو بشم اضطراب و بی قراری عجیبی سراغم می آید.. اصلا مگر میشود او رفته باشد.. من امیدوار به درمانش بودم.. من برنامه ریزی کرده بودم ..من با خانمم سر دوباره به شهرستان رفتن کلی دعوا کرده بودم..

    هنوزم فکر میکنم تو اتاقش رو تخت دراز کشیده و با دیدنه من لبخند نحیفی خواهد زد و دست بی جانش را برای گرفتن دست من دراز خواهد کرد..

    تنها که میشم همه کارهای این مدت کابوس وار از ذهنم رد میشن و من به کم کاری های خودم بیشتر حسرت میخورم.. الان آرزو دارم یکبار دیگر کنار مادرم تا صبح سر بالینش بخوابم

    اما اون روزها سر اینکه چرا من باید تو نوبت برادر دیگرم کنار مادرم بخوابم درگیری داشتم ..

    همه میگن تو از همه برای مادر بیشتر زحمت کشیدی ولی من از خودم راضی نیستم.. من خودم و مقصر میدونم ..

    افسوس و هزازان افسوس مادرم رفت و من تازه معنیه عشقو فهمیدم..

    سلام آقای جوادیان عزیز
    تسلیت میگم
    خدا بهتون صبر بده عزیز
    هیچ کس نمیتونه جای مادر و تو زندگیمون بگیره
    قطعا بهترین هدیه خدا به انسان ها مادرشون هست
    یکی قدر دانه محبت های مادرش هست و یکی ...
    امیدوارم شما جز اولی ها باشید
    من که هیچ موقع نمیتونم به این فکر کنم که روزی بیاد که دیگه نتونم صدای مادرم و بشنوم
    و فقط این و میدونم که بعد اون منی وجود نخواهد داشت
    و همیشه از خدا خواستم اگه قراره یکی از ارزوهای من عملی بشه
    این بوده که منو زودتر از اون ببره
    همین
    ......دگر حوصله ای نیست

  2. 9 کاربر از پست مفید Glut.tiny تشکرکرده اند .

    maryam123 (یکشنبه 21 آبان 96), tavalode arezoo (یکشنبه 21 آبان 96), گیسو کمند (یکشنبه 12 آذر 96), بی نهایت (یکشنبه 21 آبان 96), باغبان (یکشنبه 21 آبان 96), تمنای دل (یکشنبه 21 آبان 96), جوادیان (یکشنبه 21 آبان 96), شیدا. (یکشنبه 21 آبان 96), عشق آفرین (دوشنبه 22 آبان 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.