به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 آبان 01 [ 22:46]
    تاریخ عضویت
    1394-3-19
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    10,609
    سطح
    68
    Points: 10,609, Level: 68
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 241
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    241

    تشکرشده 267 در 138 پست

    Rep Power
    58
    Array
    خیلی تشکر می کنم از دوستان عزیز که با نظرات مفیدشون بهم کمک کردن

    تشکر از مریم 123 عزیز و بهاره جون عزیز و آنیسا عزیز و نیم پز عزیز و ارکیده عزیز و اسم عزیز و Happy.girl.69 عزیز و ترنم عزیز و صبا عزیز و آقا مهدی گرامی

    به لطف شما دوستان عزیزم تقریبا به جواب سوالم رسیدم :

    1-در دوران مجردی من تمام چیزهایی که برام اتفاق می افتاد رو برای مامانم می گفتم و مامانم بهم می گفت من و تو مثله دو دوست هستیم و هرکاری هم که کردی حتی بدترین کار رو بهم بگو دعوات نمی کنم.منم اکثر چیزها رو براشون می گفتم مزاحمت تلفی مزاحمت خیابونی و یا هر چیزی . به نظرم برای دوران مجردی خوب بود ولی الان که متاهلم و به قول دوستان خانم بالغ و متاهل هستم لازم نیست ریز جزئیات زندگیمو برای مامانم بگم .باید اسرار خانواده دونفرمون رو نگه دارم و لزومی نداره اونها رو حتی برای مامانم بازگو کنم.

    2-دیگه دلم آروم شده و کمی که فکر کردم دیدم هر بچه ای جایگاه خودش رو داره و اینکه نوه اول یا دوم یا چندم مهم نیست.مهم اینه که بچه خواهرهام و بچه من سالم باشن و ان شاالله بتونیم خوب تربیتشون کنیم.و اصلا و اصلا حرف مردم اهمیت نداره.مهم رضایت خداست.

    3-من 5 سال از ازدواجم می گذره و خودم میدونم که دلیلم برای بچه دار نشدن اول شرایط مالیمون بوده که خداروشکر رو به بهبودیه و دوم شرایط تحصیلیم بود که اونم تموم شد و سوم این بود که من و همسرم اختلافاتی با هم داشتیم که اینجا قبلا تایپیک زدم براشون.و خیلی طول کشید که من به این نتیجه برسم که آیا زندگیه مشترکم رو ادامه بدم یا نه و اینکه یاد بگیرم چطوری باید اوضاع رو مدیریت کنم.می خواستم اول به نتیجه برسم مشکلاتمون تقریبا حل بشه و بعد بچه دار بشم.خداروشکر که زندگیم پتانسیل خوب شدن بهتر شدن رو داشت و همچنان هم با یاری خدا برای بهتر شدنش تلاش می کنم .

    4-روی عزت نفس و اعتماد به نفسم کار کنم.


    باز هم سپاس گذارم از لطفتون.
    زندگی هاتون پر از شادی و موفقیت
    زندگیاتون خدایی
    ویرایش توسط *مونا* : یکشنبه 21 آبان 96 در ساعت 01:32

  2. 3 کاربر از پست مفید *مونا* تشکرکرده اند .

    anisa (یکشنبه 21 آبان 96), بهاره جون (یکشنبه 21 آبان 96), صبا_2009 (یکشنبه 21 آبان 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چرا خواستگارایی در سطح خودم ندارم؟؟؟؟
    توسط مهنا67 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: چهارشنبه 14 اسفند 92, 23:16
  2. به نظرتون این کار برای یه ازدواج همراه با عشق درسته؟؟؟؟
    توسط Mr.Anderson در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 بهمن 92, 17:01
  3. پاسخ ها: 25
    آخرين نوشته: پنجشنبه 26 دی 92, 17:49
  4. چرا خواستگاری رو به تاخیر می اندازد؟؟؟؟
    توسط ناز در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: دوشنبه 17 آبان 89, 16:26
  5. وابستگي شديد به همسر؟؟؟؟
    توسط yasamin در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 03 مهر 89, 16:55

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.