به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام جودی جان

    ما بهت نمیگیم غصه نخور چون بعضی چیزها واقعا غصه خوردن داره و تا غصه نخوری نمیتونی تصمیم درست بگیری...

    اگر این چیزهایی که در مورد همسرت نوشتی دور از ناراحتی و عصبانیت باشه خب همسرت انسان سالمی نیست (روحی و روانی) ....

    بگو برامون :
    1.خودت اومدی بیرون یا بیرونت کرد؟
    2.اخرنی دعواتون سر چی بود ؟
    3.این 6 ماه اقدامی نکردی ؟چه قانونی و چه از طریق واسط؟چه خودت و چه همسرت؟
    4.خودت برنامه ات چیه و میخواهی چیکار کنی؟
    5.مثلا حس عدم پذیرش از سمت همسرت به شما کمتر بشه...نتیجه اش چی میخواد بشه؟مثلا دیگه همسرت برات مهم نباشه.میخوای همینجوری ادامه بدی؟
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. کاربر روبرو از پست مفید maryam123 تشکرکرده است .

    juddi (سه شنبه 30 آبان 96)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 09 دی 96 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1396-8-21
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    242
    سطح
    4
    Points: 242, Level: 4
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    12

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم مریم جان که توجه کردین
    کلا خیلی اذیتم میکرد از نظر روانی فقط و این بدترین نوع شکنجه هست
    بار اخری دعوامون سر این بود که خواهرزادم اومد خونمون باهاش درس کار کنم وقتی همسرم اومد منزل یهوکی به هم ریخت و ناهار رفت خونه مادر شوهرم و بعدشم هرچی اس و زنگ زدم محل نداد شبم وقتی اومد خونه باز شام نخورد و جای خوابش رو جدا کرد منم هرچی باهاش حرف میزدم محلم نمیکرد بعدش که رفتم کنارش بخوابم و دست بهش زدم که روشو بکنو طرف من مثل وحشی ها هولم داد عقب و منم رفتم باز فردا ظهرش همینجوری بود منم عصبانی شدم و گفتم مشکلت چیه ؟؟؟اونم هرچی از دهنش در اومد گفت به من گفت خوشم نمیاد ازت و تو عقده ای هستی و عقده جنسی داری و بدبختی و چرا ناهار خوب واسش درست کردی ؟؟ نمیدونم حبفم میاد خرجت کنم، تو هیچی نداری که بهش بنازی و ....البته منم خوب جواب میدادم ولی راستش دیگه خسته شده بودم از بس که هر لحظه توی زندگیم نگران 1ساعت بعدم بودم چون اصلا رفتارهاش قابل پیش بینی نبود و همش بدنبال بهانه بود تا خوردم کنه
    بخدا نمیتونم واستون بگم چقد مسخرم میکرد و عذابم میداد همیشه مرتب توی دعوا تهمت میزد با همه رابطه داری حتی با محارم اصلا روانی بود
    خلاصه اخر دعوا گفتم منو نمیخای؟؟اونم گفت نه میخای بیا ببرتم خونه مامانت که البته قبلا از این زیاد تهدید میکرد منم خسته شدم گفتم ببر اونم نبردو گفت با ازانس برو که واسم ازانس گرفت و گفت هری گمشو... منم رفتم
    1 هفته بعدش با همه استرس رفتم دنبال جهیزیه و کاراش که 1ماه بعدش اوردیم بیرون، واای که چقد من ساده بودم روزی که رفتیم شورا بابت صورت برداری از جهیزیه جلوی شورایی ها میگفت من وابسته این زنم و خودم وسیله میگیرم که زندگی کنیم نگو نقشش بوده وقتی رفتم خونه کل وسیله هام روهم ریخته بود اینقد دلم شکست بعد از صورت برداری نزدیک ظهر زنگ خودم زد که جواب ندادم و زنگ داداشم زد بعدش و گفته زن صیغه ای دارم و نمیتونید ثابت کنید حالا هم 3راه بیشتر ندارید: 1- بخشیدن مهریه و طلاق فوری 2- نبخشیدن و بلاتکلیفی تا35سالگی که سن من بره بالا 3- نبخشیدن مهریه و تمکین که مجبور به زندگی در کنار زن صیغه ایش و در شهر دور افتاده بشم و همچنین گفته اگه اینو انتخاب کنم دق میکنم
    اونروز فهمیدم اون حتی 1درصدم واسش مهم نیس من برگردم
    فعلا مهریه اجرا گذاشتم که البته ایشون وضع مالی خیلی خوبی داره و حتی این اواخر سفر خارجی بوده ولی همونطری که گفتم از پارسال که منو بیرون کرده دیگه حتی با کارت بانکی بنام داداشش خرید معمولیم انجام میده
    تازگی ها شکایت نفقه کردم که اونم تمکین زده
    توی جلسات مشاوره واسه مهریه خیلی کم میومد و اصلا تمایلی نداشت ، چند تا ازدوستاش هم که همون اوایل باهاش صحبت کردن سریع راه صحبتو بسته و گفته من دیگه طلاق داده ام و زنم بد بوده و بد حجاب شده و پر خرج بوده ووووو اونا هم خودشون رو کشیدن کنار و به من گفتن شوهرت هیچ تمایلی واسه اصلاح کردن زندگیش نداره و حتی خانم دوستش گفته بوده من خیلی میخواستم صلح بدم ولی همسرت لیاقت تو رو نداره و مرتب فقط دروغ میگه.
    خودم اینقد احمق بودم چندباری بهش پیام میدادم اونم خیلی برخوردهای بدی میکرد اولش و میگفت دل بکن و فلان
    ولی وقتی میدید که من هنوزم وایستشم کمی بهتر میشد ولی مقطعی بود و میگفت اگه زندگی میخای باید تعهد کتبی بدی خانوادت رو نبینی و اگه نزدیک بشن ریختن خونشون حلاله و حرفهای چرت دیگه که فقط باید واسم 5تا بچه بیاری و هرچی من گفتم فقط چشمم
    البته این اقای روانی بعد از یکی جلسات مشاوره منو صدا زد و من بدبخت تو دلم گفتم بالاخره غرورشو گذاشته زمین و میخاد منتم بکشه که یهو دیدم صیغه نامه نشونم داد که طرف دختره و اینم امضای باباش و پیامهای زنش که مدیونش کرده طلاقم بده و بعدم گفت 22 میلیون سود یکی حساب بانکیمه بیا بدمت و تمومش کنیم که من زن دارم واااااای اون شب داشتم میمردم تا صبح که حتی خودشم ترسیده بود من خودکشی کنم الانم با یاداوریش داره گریه میکنم
    عزیزم اینکه گفتین تصمیمت چیه؟ بنظرتون این شوهر من هیچ راهی بجز جدایی گذاشته واسه من؟؟؟ دیگه چقد خودمو اویزون نشون بدم که برگردم خودش بارها گفته ببین میتونی برگردی؟ببین راهت میدم؟
    ضمنا اقا با یک مشت فاکتورهای الکی و طلاهایی که معلوم نیس واسه کیه ازم شکایت کرده اخهههه یه ادم چقد پست میتونه باشه؟؟؟؟
    بخدا منم کاش شوهرم مثل خانمهای دیگه صبح تا شب خیانت میکرد ولی منتم میکشید و معذرت خواهی میکرد !!!!بخدا من به اینم راضی هستم
    فقط میخوام بهش فکرنکنم، واسم مهم نباشه رفتارهاش با من، میشه؟؟؟؟
    عزیزم همسرم این زندگی واسش مهم نبوده و نیست اخه یه بارم بعد مشاوره گفت من شکست عشقی با دوست دخترمو تحمل کردم اینکه چیزی نیست یعنی اینقد احمق و بی احساسه که طلاق رو با دوست دخترش مقایسه میکنه!!! فقط میخوام این بی تفاوتی اون واسه منم مهم نباشه چون هر لحظه دارم به این قضیه فکر میکنم که چرا بقیه شوهراشون کلی منتشون رو کشیدن ولی من هیچی


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.