سلام دوست عزیزم
داستان زندگیت رو خوندم.غم انگیز بود و ناراحت کننده...نمیدونم چرا اخر عنوان تاپیک نوشتی طلاق نگیرید....به نظرت اگر مثلا خودت میموندی با اون اقا زندگیت بهتر از این میشد /؟!
منم مثل شمام.یک انتخاب غلط 8 سال زندگی من رو سوزوند و دود کرد رفت هوا.منم شرایط بدی نداشتم.کلا 15 سال اروپا بزرگ شدم اما اومدم زن مردی شدم که هنوز فکر میکردن با دست غذا بخورن ثواب میکنن!!!! دیگه تو خود بخوان حدیث مفصل....خب من میموندم کنار این ادم و میگفتم طلاق نگرفتم ؟! اتفاقا طلاق هم گرفتم و بهترین تصمیمم رو هم گرفتم هرچند که به قول شما روزهای زندگی سوخت و رفت.....شاید بهتر باشه به جای اینکه بگیم طلاق نگیرید بگیم انتخاب غلط نکنین و اگرم کردین در اون اتفاق غلط نمونین....هر ادمی ممکنه خطا و اشتباه کنه.من و شما هم همینطور....
هیچوقت برای تغییر دیر نیست.همکار من در 42 سالگی مادر شد..دیر بود اما شد و زندگی خوبی هم داره خداروشکرقرار نیست زندگی همیشه تلخ باشه....اما اما اگر بخواهی با کینه و ...خودت رو نابود کنی به خودت میای و میبینی شدی ادمی که هیچ چیز نداره و سنش رفته بالا و پر از خشمه...چرا باید اینجوری باشی؟
دیر نشده و تو هنوز لایق این هستی که ازدواج کنی مادر بشی و بهترین ها رو داشته باشی.
اون اقا رو بسپر به خدا و ببین خدا چطور حقش رو میذاره کف دستش...البته باید قلبا بهش ایمان داشته باشی.
اگر فکر میکنی میتونی زندگیت رو بسازی بسم الله اما اگر نه وقتت رو تلف نکن.
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)