ممنون Eramعزیز، خیلی مفید بود چون خودم هم درگیر چنین مساله ای هستم با این تفاوت که در این رابطه همسر من خیلی صبوره ، اونقدر ادامه می دهم که دیگه خودم کم می یارم.
مثل یه بچه که از بس گریه کنه و بهش توجه نکنی دیگه خسته می شه و دست از گریه بر می داره.
اتفا قا می خوام یک مساله ای بگم شبیه همین موضوع اما متاسفانه من نتونستم راه حل رو پیدا کنم ، همسرم راه حل را پیدا کرد شاید در شرایط مشابه راه حل همسرم به درد بقیه بخوره.
صورت مساله:
در زمانی که مشکلی هر دومون را داره اذیت می کنه اونقدر وقت خودش را با کارهای عام المنفعه پر می کنه تا بتونه اون فشاری که داره تحمل می کنه را فراموش کنه در این شرایط من از همسرم ناراحت می شوم گه چرا این انرژی را صرف من و بچه ها نمی کنه و یک باری از روی دوش من برداره و این کارش باعث می شه هم من بیشتر احساس تنهایی کنم و هم فشار کار بچه ها بیشتر می افته روی دوش من.
روش ابراز دلخوری من ، یک روز کم حرف می شوم وقتی عکس العملی نمی بینم شروع می کنم به گلایه کردن ،از هر دری می گم تا جایی که دیگه میزنم به صحرای کربلا . در این شرایط همسرم فقط سکوت می کنه.
افکار منفی:
در این شرایط که من هم مثل خودش ناراحتم من رو با خودم تنها گذاشته و فقط به فکر آرام کردن خودش هست. من یک تنه باید هم به خودم آرامش بدهم هم فضای خونه را آرام نگه دارم. همسرم به من اهمیت نمی دهد . او فقط فکر میکند خودش ناراحت هست و ناراحتی من را نمی بیند.
راه حل همسرم :
سکوت ، به من این فرصت را می دهد که برون ریزی احساسات داشته باشم ، فرصت می ده هیجاناتم تخلیه بشه ، زمان بگذره ، و من آرامش ام را به دست بیارم ، به محض اینکه کوچک ترین پالس مثبت ، مثبت هم نه یک پالسی بفرستم که نشون دهنده وضعیت سفید هست ، ایشون نوازش را تقدیم می کنند .
و خوب اون نوازش ختم کل ماجرا برای هر دومون می شه. من از خواسته ام کوتاه می یام و شرایط را می پذیرم. با این تفاوت که همسرم را بهتر درک می کنم و متوجه می شوم که من هم برایش مهم هستم و با اینکه در گلایه کردن خیلی هم زیاده روی کردم وشاید بی ربط هم بوده اما همسرم باگذشت و عدم یادآوری حرف های بی ربط من در زمانی که ناراحت بوده ام ، موجب می شه من شرمنده رفتار خودم بشوم .
همسرم هم روال قبل خودش رو ادامه می دهد.
ایشون خوب می دونند در لحظاتی که احساسات منفی بنده بالاست هر گونه نوازشی رو پس می زنم. واینکه وقتی از موضوعی دلخورم و ایشون ناتوان از تغییر رویه شان هستند و هیچ چیز جز تغییر رویه بحث رو به سرانجام نمی رسونه ایشون چنین روشی را برای حل مساله در نظر می گیرند.
درصد موفقیت : من که صفر درصد موفقیت داشته ام اما درصد موفقیت همسرم با احتسابو کسر فشار روحی که برای گذر از این وضعیت های قرمز تحمل می کنند می شود گفت 80 درصد است .








پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)