به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    در پست قبلی بیشتر روش حل مساله همسرم ، که همان

    _ فرصت دادن به فرد شاکی برای طرح و ابراز ناراحتی ،

    _ گذشت و سکوت در مقابل گلایه های بی منطق (از نظر خودش) و

    _ نشون ندادن واکنش نه منفی نه مثبت ،

    _ دادن فرصت به فرد ناراحت وشاکی برای به دست آوردن حالت تعادل روحی ،

    _ دادن نوازش و محبت در وضعیت سفید و

    _ یاد آوری نکردن هرآنچه در بحث پیشین به صورت غیر منطقی بیان شده ،

    بوده است ، مد نظرم به عنوان راه حل مساله مربوطه بود.
    ویرایش توسط بی نهایت : چهارشنبه 01 آذر 96 در ساعت 13:52

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی نهایت تشکرکرده است .

    Eram (چهارشنبه 01 آذر 96)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    در مورد آخری که فکور عزیز بیان کردند یک نظر دارم.

    در چنین شرایطی ، همون موقع می شد به خانواده همسر با خوش رویی گفت که ، آقای همسر مثل اینکه فراموش کرده اند که در این چند روز من فلان کارها را دارم ، اتفاقا من هم دوست دارم شما تشریف بیاورید اما زمانی باشد که بتونم تمام و کمال در خدمت و معونت شما باشم ، ومثلا فلان روز خیلی خوبه که آقای همسر بیان دنبالتون ، نظرتون چیه؟

    یا می آمدند یا نمی آمدند.

    و اگر اون موقع این به ذهنمان نرسید و تحت هر شرایطی آمدند.

    راه حل دوم این بود که همسرتون با عواقب اینکه با شما هماهنگی نکردند رو به رو بشوند ، اینجور خیلی بهتر تو ذهنشون باقی می مونه تا اینکه بهشون فقط کلامی گفتید که از این به بعد هماهنگی کنند.

    به عنوان مثال شما نباید تا نیمه شب مرغ و ماهی پاک می کردید باید این رو می گذاشتید به عهده همسرتون ، تا قیام قیامت این مرغ و ماهی پاک کردن تو ذهنش بهتر باقی می مونه.

    دوم اینکه نباید قرار هاتون رو با دانشجوهاتون کنسل می کردید با خوش رویی از خانواده همسر عذر خواهی می کردید و می گفتید ریش و قیچی دست خودتون باید ببخشید نهایت احترام را قلبی و زبانی بهشون می گذاشتید ، اما کارهای قبلی تون رو که برنامه ریزی گرده بودید انجام می دادید و همسرتون رو درگیر کارهای اجرایی مربوط به پذیرایی می کردید تا به بهترین نحو از آنها پذیرایی می شد.

    این کار دو تا جسن داره اول اینکه دیگه درونتون احساس خشمی باقی نمی مونه و همه کارهاتون رو هم انجام دادید و اتفاقا از حضور مهمان هاتون هم لذت بردید دوم اینکه همسرتون با عواقب نا هماهنگی کردنش روبه رو می شد و دفعه بعد خیلی بهتر در ذهنشون باقی خواهد موند .

  4. 3 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 16 دی 96), Erica (شنبه 18 آذر 96), فکور (شنبه 18 آذر 96)

  5. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی نهایت نمایش پست ها
    در مورد آخری که فکور عزیز بیان کردند یک نظر دارم.

    در چنین شرایطی ، همون موقع می شد به خانواده همسر با خوش رویی گفت که ، آقای همسر مثل اینکه فراموش کرده اند که در این چند روز من فلان کارها را دارم ، اتفاقا من هم دوست دارم شما تشریف بیاورید اما زمانی باشد که بتونم تمام و کمال در خدمت و معونت شما باشم ، ومثلا فلان روز خیلی خوبه که آقای همسر بیان دنبالتون ، نظرتون چیه؟

    یا می آمدند یا نمی آمدند.

    و اگر اون موقع این به ذهنمان نرسید و تحت هر شرایطی آمدند.

    راه حل دوم این بود که همسرتون با عواقب اینکه با شما هماهنگی نکردند رو به رو بشوند ، اینجور خیلی بهتر تو ذهنشون باقی می مونه تا اینکه بهشون فقط کلامی گفتید که از این به بعد هماهنگی کنند.

    به عنوان مثال شما نباید تا نیمه شب مرغ و ماهی پاک می کردید باید این رو می گذاشتید به عهده همسرتون ، تا قیام قیامت این مرغ و ماهی پاک کردن تو ذهنش بهتر باقی می مونه.

    دوم اینکه نباید قرار هاتون رو با دانشجوهاتون کنسل می کردید با خوش رویی از خانواده همسر عذر خواهی می کردید و می گفتید ریش و قیچی دست خودتون باید ببخشید نهایت احترام را قلبی و زبانی بهشون می گذاشتید ، اما کارهای قبلی تون رو که برنامه ریزی گرده بودید انجام می دادید و همسرتون رو درگیر کارهای اجرایی مربوط به پذیرایی می کردید تا به بهترین نحو از آنها پذیرایی می شد.

    این کار دو تا جسن داره اول اینکه دیگه درونتون احساس خشمی باقی نمی مونه و همه کارهاتون رو هم انجام دادید و اتفاقا از حضور مهمان هاتون هم لذت بردید دوم اینکه همسرتون با عواقب نا هماهنگی کردنش روبه رو می شد و دفعه بعد خیلی بهتر در ذهنشون باقی خواهد موند .
    سلام بی نهایت عزیز
    از اون روز تا الان می خواستم یه مواردی رو بنویسم و فرصت نشد

    راستش خانواده همسرم ویژگیهای خاصی دارن واقعا نمیشه من برم بشینم و همسرم رو درگیر پاک کردن مرغ و گوشت کنم. کلا زیاد اعتقاد به اینکه پسرشون بخواد کار خونه انجام بده ندارن. یعنی توی اون شرایط میان و اون کارو از همسرم میگیرن و خودشون انجام میدن

    البته من هم زیاد در رابطه با اونها منفعل عمل می کنم و خودم فکر می کنم علتش این هست که ما راهمون خیلی ازشون دوره و زیاد برخورد پیش نمیاد برای همین میشه گفت در رابطه با اونها من نقش شخصیتی رو بازی می کنم که واقعا نیستم و در واقع این اون چیزیه که بسیار برای همسر من دلپذیره و شاید من به خاطر اون هست که معمولا این نقش رو بازی می کنم مطمئنم اگر توی یک شهر بودیم و برخوردها زیاد می شد حتما شخصیت واقعیم رو به نمایش می گذاشتم

    راستشو بخوای من و خانواده همسرم یا همدیگه رو نمی بینیم یا زمانی که می بینیم چند روز پشت سر هم با هم هستیم یعنی اگر دلخوری بین من و همسرم ایجاد بشه با حضور اون جمع واقعا امکان مطرح و حل کردنش نیست اصلا ما نمی تونیم یه خلوت دو نفره کوتاه داشته باشیم و به همین دلیل من ترجیح میدم زمینه هیچ دلخوری فراهم نشه و همه چیز رو نگه می دارم تا بعد از حضور در اون جمع

    خانواده همسرم همشون آدمای خوبی هستن مخصوصا مادر شوهرم، ولی به جای همه اونهایی که خوب هستن دو تا خواهرشوهر بسیار متوقع دارم که در واقع برادراشون به نظرشون جای پدر برادر و حتی همسر رو دارن یعنی حتی اون بزرگه که خودش همسر هم داره هر چی میخواد محبت کنه فقط به برادراش می کنه و با همسرش فقط پرخاش می کنه متاسفانه اگر من در جمع خانوادشون با همسرم اختلاف نظر داشته باشم یا کمی سردی و قهر بین ما باشه خیلی سریع این نقاط ضعف توسط این خواهران گرامی شناسایی و مورد سو استفاده قرار می گیره اگر من کمی سرد برخورد کنم اونها به شدت گرمتر از قبل برخورد می کنن و نهایت سعیشون رو می کنن که به همسرم هیچ فشاری نیاد و از اون طرفم به حساب خودشون رابطه خودشون رو به رخ من بکش. همسرم البته در این موارد اصلا این چیزها رو متوجه نمیشه و این شرایط من رو سخت تر می کنه

    اینکه من قرارم رو با دانشجوها کنسل کردم شاید بهتر بود اگر انجام نمی شد (البته اونها رو به اون یکی استادراهنماشون سپرم همینجوری رهاشون نکردم)، ولی یک نکته مهم هم توش بود و اون اینکه فهمیدم انقدری که من وسواس دارم سر جداول و نمودارها و اسلایدها، نیاز نیست در واقع کسی زیاد سردرنمیاره از اونها

    ولی از راهنماییت توی دو سه روز اخیر استفاده کردم و از این بابت تشکر می کنم
    ماشین لباسشوییمون خراب شده
    تعمیرکار بردش و بعدشم گفت نقشه سیم کشیش رو ندارم و نمیتونم درست کنم و از اونجایی که قدیمی هم هست ارزشش رو نداره بفرستیم یه شهر دیگه برای تعمیر

    به همسرم گفتم بیا بریم یه لباسشویی بخریم گفت حالا می خریم عجله نکن گفتم خوب لباسهامون مونده گفت بذار توی تشت بالاخره می شوریمشون گفتم من که دستان حساسیت زده کارهای روتین رو هم با سختی انجام میدم گفت بذار لباسها رو خودم می شورم من هم دیگه سعی نکردم توی اون کار مشارکت کنم و گفتم باشه دستت درد نکنه
    لباسها رو شست و متوجه شد باید هر چه سریعتر اقدام کنه برای خرید
    می گفت رفتم به همکارام گفتم همون ظرف شستن کم بود حالا لباس شستنم به کارهام اضافه شده

    خلاصه که دیشب رفتیم دیدیم و قیمتشم توی اینترنت چک کردیم و احتمالا امشب میریم می خریم

    دادن سختی به طور عملی نه صحبت تئوری در موردش می تونه یک راه حل مناسب باشه راست میگی
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
    ویرایش توسط فکور : شنبه 16 دی 96 در ساعت 12:48

  6. 4 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    Eram (شنبه 16 دی 96), paiize (شنبه 16 دی 96), میشل (شنبه 16 دی 96), بی نهایت (شنبه 16 دی 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چون زن هستم میگویند باید با مرد ازدواج کنم!!!!!
    توسط taraneh1370 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: چهارشنبه 15 آذر 91, 14:37
  2. ویژگی های اصلی هم وابستگی
    توسط بالهای صداقت در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 20 دی 90, 11:01
  3. چرا وابسته می شویم
    توسط بالهای صداقت در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 اردیبهشت 90, 15:59
  4. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 10 اردیبهشت 90, 19:42

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.