خانم الهه زیبایی این احتمالی که میدین چی هست؟ خواهشا بگین من فکرم به این ذهن پیچیده زن ها قد نمیده واقعا. باید هر کاری که ممکنه انجام بده رو بتونم پیش بینی کنم که بتونم جلوشو بگیرم. تو فکرم فرداشب برم دنبالش به زورم شده ببرمش خونه خودم و به یه بهونه ای نگهش دارم تا یکشنبه ولی هنوز نمیدونم چطوری. خیلی نگرانم دسته گل آب بده و قضیه رو برای کسی بخواد تعریف کنه
حرفاتونو میخونم متوجه میشم چی میگین ولی کلا با مدلی که من قبلش فکر میکنم خیلی متفاوته مثل این بحث غرور و اینا که اصلا نمیدونستم. اینکه گفتم تو هم بزن برای این بود که خودشو خالی کنه و قضیه زودتر تموم بشه همون جریان چشم در برابر چشم. بالاخره یه جوری باید این ناراحتیش از بین میرفت منم همین به فکرم رسید
آره صبر مهمه من صبرم اونقدرها زیاد نیست ولی تو این جریانم فشار زیاد رومه و نگرانم که میخواد چی کار کنه و چی تو فکرش میگذره اینه که سختمه دست رو دست بذارم و یهو مثلا بخوام بفهمم رفته مهریه شو اجرا گذاشته یعنی اگه همچین کاری بخواد بکنه میدونم صبرم دیگه تمومه و رفتارم صد و هشتاد درجه باهاش عوض میشه.
علت دست سنگینم اینه که من چند سال بوکس کار میکردم حرفه ای کلا هم دستای بزرگی دارم. متاسفانه اون شبم کم نزدمش نمیدونم چقدر شد حالیم نبود اصلا چی کار میکنم فقط تو دهنش مراعات کردم یکی زدم و یواش تر زدم اگه در حال رانندگی نبودم کارمون به بیمارستان میکشید
آره دختر فوق العاده احساسی ای بود خیلی بانشاط خیلی شلوغ وسط خیابون یهو شروع میکرد دویدن و آواز خوندن دوستای زیادی داره اگر با یکیشون بشینه درددل کنه و تاثیر بگیره همه چی تمومه دوست ندارم بریزه تو خودش ولی تو این مسئله ترجیح میدم ساکت بمونه و فقط با خودم حرف بزنه
خانواده شم بله من مشکلم همینه که اونا نظر خیلی موافقی نسبت به من نداشتن چون پدر من زن و زندگی مجزایی از من و برادرم داره و من و برادرم ده یازده ساله باهم زندگی میکنیم احتمالا دید خوبی به این مسئله نداشتن حمایت مالی ای هم من از طرف کسی نداشتم و هرچی بوده خودم بدست آوردم احتمالا به خاطر این مسائل فکر میکردن مورد مناسبی برای دخترشون نیستم
الانم اگر بفهمن من همچین کاری کردم به احتمال قوی بخوان طلاقشو بگیرن
دکتر روانپزشک منظورتونه؟ ممنون میشم شماره شو بدین ممکنه بهتر از مشاوره هم باشه من این جایی که وقت مشاوره گرفتم صرفا به خاطر نزدیکیش به محل کارم بوده شناختی از کارشون ندارم
راستش میخواستم اینکاری که میگین رو بکنم و برم اتاقش حالشو بپرسم ولی واقعیت بهم برخورد کارش توهین آمیز بود برام. برای همین جلوی خودمو گرفتم نرم ولی مثل اینکه باید میرفتم الان اینکه خانواده ش مشکوک بشن بدتره. با این حال از خونه شون رفتم بهش پیام دادم و حالشو پرسیدم فقط گفت خوبم و تا الانم دیگه باهاش تماسی نگرفتم و جلوی خودمو گرفتم
من هرچی میخوام بهش یه جوری حالی کنم که منم حق دارم ناراحت باشم نمیشه و فقط یک طرفه باید نازشو بکشم اینم سخته یعنی بیست روز مداوم اینکارو انجام دادن سخته. منم عادت به همچین چیزی نداشتم تاحالا. معمولا تو خانواده ما اون کسی که کتک میخورد میرفت معذرت خواهی نه برعکس.
نمیدونم بالاخره باید رفتار با احترام و جدی باهاش داشته باشم یا بازم نازشو بکشم؟ کدوم رو یه دختر در این موقعیت زودتر جواب میده؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)