بسیار بسیار سپاسگذارم از دوستان که نظراتشون رو با من در میون میذارن ... برام خیلی ارزشمند هست...

نقل قول نوشته اصلی توسط niloofar_aabi نمایش پست ها
سلام دوست گرامی! از نظر من که یک خانم هستم و ۹ سال هم خارج از ایران زندگی کردم این کار نامزد شما بسیار غیر طبیعی و غیر قابل توجیه هستش. حتی اگر از نظر خودشون طبیعی باشه ولی نادیده گرفتن احساس و نظر شما با این شدت و حدت اصلا طبیعی نیست. دختری که به مردی علاقه داره میگه شما نیا دنبالم که با همکارم بیام؟ به نظر من به طور جدی خط قرمزهاتون رو مشخص کنید و اگر اون خط قرمزها با هم نمیخونه تا عقد نکردید تو انتخابتون تجدید نظر کنید چون این مسایل خیلی مهم هستند و بعدها میتونن مشکل ساز بشند و دست اخر به شما انگ بدبین و متعصب میخوره.
ضمن تشکر از شما دوست عزیز باید خدمتتون عرض کنم که ایشون نامزد بنده نیستن. بنده هنوز از ایشون خواستگاری هم نکردم ... ولی خب کلا روابط رو سعی کردیم طوری ببریم جلو که به همین سمت و سو کشیده بشه. همونطور که گفتن رابطه اصلا هدف خوشگذرانی و... هیچوقت نداشته... و اگر هر وقت متوجه شدیم که بدرد هم نمیخوریم مسئله کلا کنسل بشه. خانواده ها هم در همین راستا با هم و با ما آشنایی دارن. البته بنده به دنبال تامین یه سری نیاز های اولیه زندگی هستم تا بتونم با خیال راحت برم برای خواستگاری که البته تصمیم جفتمون هست این قضیه ... یه جورای بنده پشتیبان مالی ندارم و صبر ما تا الان به همین دلیل بوده و به تدریج یه سری از این مشکلات برطرف شده و الان دیگه میشه گفت تا 2-3 ماه آینده به اون هدفی که برای شروع انتظار داشتیم میرسیم. یه جورایی تا قبل این قضایا به این نتیجه رسیدیم که قراره با هم زندگی رو شروع کنیم. من همه این ها رو میگم تا هم شما و هم دوستان دید کاملتری از رابطه ی ما داشته باشین.
واقعیتش من این مسائل رو خودم خیلی زیاد رعایت میکنم و شدیدا بهش پایبندم. از نظر من حتی یک صمیمیت بیش از حد و نا متعارف با جنس مخالف قابل قبول نیست. و همیشه هم سعی میکنم این موارد رو رعایت کنم. منظور از صمیمیت نداشتن، روابط اجتماعی نداشتن با دیگران نیست. بنده دقیقا روابط نامتعارف رو عرض میکنم و اگرنه بنده با توجه به کارم روزانه با شرکت های مختلف تعامل دارم و آدم های زیادی میبینم با همشون هم چه مرد و چه زن روابط اجتماعی خوب و متعارفی دارم ولی خب همیشه حد خودم رو میدونم. اصلا هم از اون آدم ها نیستم که بخوام محدودیت ایجاد کنم برای همسرم از این نظر ها...از اون آدم هایی هم نیستم که بخوام کنترل بیجا داشته باشم رو همه چی...چون معتقدم با زور نمیشه این موارد رو تحمیل کرد. طرف خودش باید شعور خیلی چیزهارو داشته باشه. اینکه با زور من چیزی بهش تحمیل بشه که فایده نداره. یه جایی ممکنه از کنترل بنده خارج باشه و ایشون میتونه کار خودشو بکنه. ولی هر طور با خودم فکر میکنم این کار اشتباست. محیطی که همسرم کار میکنه شاید 80 درصدش مرد باشن و بنده خودم معرف ایشون برای کار بودم. میخوام بگم اصلا از این جهات مشکلی ندارم. و همیشه به این اعتقاد داشتم ایشون همیشه روابط کاری رو خودش بلد هست از روابط دیگر جدا کنه...
نمیخوام هم از ایشون دفاع کنم، شاید ایشون اطلاع نداشته باشه از این قضیه و فقط برای اینکه از اشتباه خودش فرار بکنه انقدر پافشاری کرده رو این قضیه....ولی تا جایی که من دیدم و میشناسم این دوست خودمو، ایشون هم معمولا سعی میکنه حد خودشو تو این موارد بدونه. اما سر این قضیه واقعا نمیدونم چرا اینطور شده؟ دقیقا همین انگ بدبینی و متعصب بودن که میفرمایین بهم زده شده...
چیزی که واقعا برای من مهمه و میخوام نظرات بیشتری در این مورد بشنوم اینه که آیا واقعا بنده بدبینم؟ متعصبم؟ اگه اینطوره سعی کنم اصلاح کنم خودمو...یا واقعا این کار یه کار غیر متعارفه؟ و نباید انجام بشه! چون واقعا سر این قضیه اذیت شدم...

از تمامی دوستان خواهشمندم شرکت کنن تو بحث و بهم کمک کنن ... خیلی خیلی ممنونم ...