به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    309
    Array
    نسیم جان ، عزیزم ، به خاطر بیانم در این پست لطفا من رو ببخش ،

    این جوری که شما داری تخته گاز پیش می روی ، عنقریب به طلاق ، افسردگی ، یاس و ناامیدی می رسی ،
    اگه شما ده تا پل پشت سرت داشتی که تا امروز فقط دو تا شو خراب کرده بودی و هشت تا پل دیگه داشتی برای ساختن این زندگی آنچنان چکشی برداشتی که به مانند بلدوزر داری از اساس و پایه هم ریشه خودت رو در اول و هم ریشه زندگی ات رو در مرحله قطع می کنی
    در هر صورت چه دوباره با همسرت زندگی کنی و چه جدا بشی ، تنها چیزی که اهمیت داره این هست که تو حالت خوب باشه ، روحیه ات قوی باشه ، تو احساس خرسندی بکنی
    ولی شما به شدت داری سقوط می کنی ، جوری که داری با مخ می خوری زمین

    من نمی دونم شما چگونه آشنا شدید و ازدواج کردید ، لیکن از پست های شما اینگونه بر می آید که بدون آمادگی لازم زندگی مشترک را آغاز کرده اید ، که اینگونه دچار مشکل شده اید
    حداقل ، حداقل، حداقل برای طلاق و جدایی آمادگی لازم را کسب کن ، تا کمتر آسیب ببینی

    ====
    شرایط زندگی من خیلی افتضاح بود ، توی سن کم ازدواج کرده بودم ، و بعد از ده سال زندگی مشترک با یه بچه در فروپاشی کامل بودم ، هشت ماه همسرم من و فرزندمون رو ترک کرد و رفت بدون هیچ خبری ، من بودم و فرزندم توی یه شهر غریب ..... از اول زندگی مون مشکل داشتیم و همه هم می دونستند تا اون زمان که همسرم ترکمون کرد و رفت .... همه گفتند طلاق بگیر .... این شوهر خوب نیست و تو خیلی حیفی که با همسرت موندی .... دیگه هیچ راهی برای ادامه زندگی تون نیست همه حرمت ها شکسته شده و ....
    من فقط و فقط به یک درک رسیده بودم ، " زود ازدواج کرده بودم ، بدون بدست آوردن شناخت از زندگی زناشویی ، لذا نمی خواسم زود طلاق بگیرم ، بدون بدست آوردن و آشنا شدن با طلاق و شرایط بعد از طلاق "
    واقعا هم می گفتم طلاق می گیرم ، ولی نه به این سرعت ..... توی اون هشت ماهی که همسرم نبود به کمک همین بچه های تالار فقط و فقط روی خودم کار کردم و آموختم و نحوه رست زندگی کردن رو یاد گرفتم
    دلم می خواست هرآنچه که آموخته ام را به تو نیز یاد بدهم ولی متاسفانه گویا زبانم قاصر هست
    (این آخرین پستی بود که برایت می گذارم ، فقط برایت دعا می کنم ، توی دلت خوشحالی و شادی بیاد.... آمین )

  2. 2 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    nasimmng (شنبه 18 آذر 96), بی نهایت (یکشنبه 19 آذر 96)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 99 [ 20:48]
    تاریخ عضویت
    1392-9-13
    نوشته ها
    282
    امتیاز
    9,239
    سطح
    64
    Points: 9,239, Level: 64
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive5000 Experience Points
    تشکرها
    454

    تشکرشده 159 در 63 پست

    Rep Power
    48
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت نمایش پست ها
    نسیم جان ، عزیزم ، به خاطر بیانم در این پست لطفا من رو ببخش ،

    این جوری که شما داری تخته گاز پیش می روی ، عنقریب به طلاق ، افسردگی ، یاس و ناامیدی می رسی ،
    اگه شما ده تا پل پشت سرت داشتی که تا امروز فقط دو تا شو خراب کرده بودی و هشت تا پل دیگه داشتی برای ساختن این زندگی آنچنان چکشی برداشتی که به مانند بلدوزر داری از اساس و پایه هم ریشه خودت رو در اول و هم ریشه زندگی ات رو در مرحله قطع می کنی
    در هر صورت چه دوباره با همسرت زندگی کنی و چه جدا بشی ، تنها چیزی که اهمیت داره این هست که تو حالت خوب باشه ، روحیه ات قوی باشه ، تو احساس خرسندی بکنی
    ولی شما به شدت داری سقوط می کنی ، جوری که داری با مخ می خوری زمین

    من نمی دونم شما چگونه آشنا شدید و ازدواج کردید ، لیکن از پست های شما اینگونه بر می آید که بدون آمادگی لازم زندگی مشترک را آغاز کرده اید ، که اینگونه دچار مشکل شده اید
    حداقل ، حداقل، حداقل برای طلاق و جدایی آمادگی لازم را کسب کن ، تا کمتر آسیب ببینی

    ====
    شرایط زندگی من خیلی افتضاح بود ، توی سن کم ازدواج کرده بودم ، و بعد از ده سال زندگی مشترک با یه بچه در فروپاشی کامل بودم ، هشت ماه همسرم من و فرزندمون رو ترک کرد و رفت بدون هیچ خبری ، من بودم و فرزندم توی یه شهر غریب ..... از اول زندگی مون مشکل داشتیم و همه هم می دونستند تا اون زمان که همسرم ترکمون کرد و رفت .... همه گفتند طلاق بگیر .... این شوهر خوب نیست و تو خیلی حیفی که با همسرت موندی .... دیگه هیچ راهی برای ادامه زندگی تون نیست همه حرمت ها شکسته شده و ....
    من فقط و فقط به یک درک رسیده بودم ، " زود ازدواج کرده بودم ، بدون بدست آوردن شناخت از زندگی زناشویی ، لذا نمی خواسم زود طلاق بگیرم ، بدون بدست آوردن و آشنا شدن با طلاق و شرایط بعد از طلاق "
    واقعا هم می گفتم طلاق می گیرم ، ولی نه به این سرعت ..... توی اون هشت ماهی که همسرم نبود به کمک همین بچه های تالار فقط و فقط روی خودم کار کردم و آموختم و نحوه رست زندگی کردن رو یاد گرفتم
    دلم می خواست هرآنچه که آموخته ام را به تو نیز یاد بدهم ولی متاسفانه گویا زبانم قاصر هست
    (این آخرین پستی بود که برایت می گذارم ، فقط برایت دعا می کنم ، توی دلت خوشحالی و شادی بیاد.... آمین )
    خيلي ممنونم بالهاي صداقت عزيز كه برام نوشتين
    من دقيقا بدون آمادگي و شناخت ازدواج كردم. راستش رو بگم اون موقع ٢٤سالم بود ولي بلوغ عقلي نرسيده بودم احساس ميكردم براي ازدواجم دير شده. همه دخترخاله و دايي هام ازدواج كرده بودن و من احساس ميكردم جا موندم. انقدر از خونمون بيذار بودم تو دل خودم قسم خورده بودم هرخاستگاري كه بياد قبول كنم( متاسفانه الان كه به اون روزها فكر ميكنم اينا رو يادم بياد) همسرم هم كه اومد خاستگاري از نظر ظاهري كاملا شرايطش خوب كه نه ، عالي بود و من انگار فرشته نجات پيدا كرده بودم
    ولي اصلا نتونستم جذبش كنم
    (اينارو كه مينويسم يك لحظه اشكم بند نمياد)
    الانم خيلي عجله ايي و فكر كردم طلاق راحته ، پا توي اين ميدون گذاشتم
    همه پل هاي پشت سرم خرابه و راه برگشت نذاشتم
    من ديگه كاري نمي كنم تا حكم قطعي مهريه بياد
    ترجيح ميدم اصلا هم طلاق نگيرم


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رهايي از وابستگي(انسان رهايي يافت
    توسط fateme71 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 17:27
  2. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اسفند 91, 16:21
  3. تنهايي
    توسط عسل بانو در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 شهریور 91, 22:29
  4. راهنمايي براي شروع تلاش براي فردايي بهتر
    توسط roz_zard در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 دی 89, 12:45
  5. منو راهنمايي كنيد تنهايي وبي كسي دارد مرا از پادرمي اورد
    توسط تابي در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 دی 87, 09:18

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.