اول از همه تشکر میکنم از توجهتون .
من ۳۴ و خانمم ۲۴ سال
هردو لیسانس هستیم . ۳ سال پیش عقد کردیم و ۲ سال هست که اومدیم زیر یک سقف .
کارم هم برای خودم شرکت دارم و برنامه نویس هستم .۲
خیلی رو ارتباط منبا خانوادم حساسه . با اینکه توی یک ساختمون هستیم اما فقط آخره هفته یا تعطیلات خونه پدر ومادرم میریم . آخرین باری که این مشاجره پیش اومد من مادرم رو بردم وتا جایی رسوندم و نیم ساعت نشده برگشتم . اما وقتیاومدم رفته بود خونه مادرش . وقتی رفتم دنبالش شروعکرد جلوی مادرش بهمنفحش دادن که چرا من رو هم با خودت نبردی . من زنت هستم باید هرجایی که بخواب با منبریم حتما و حتیاینکه از در خونه من رو هل داد بیرون . وقتی میخوام از این فضای بحث و دعوا خارجبشم نمیزاره.مثلا میرم حمام .میادو چراغرو خاموش میکنهدرب رومیکوبه ونمیزاره فضاآروم بشه . وقتیبخوام از خونهبرم میاد دنبالم و تو ساختمونیا کوچه دادو بی داد میکنه و بعدش هم اگه بذاره بزم درب رو از تو قفل میکنه و نمیذاره برگردم خونه . همیشهبه خودم گفتم اشکال نداره . بچگی میکنه . به مرور بزرگتر میشه و تغییر میکنه . اما هر روز بدتر میشهاوضامون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)