به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 مرداد 97 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1396-9-20
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    598
    سطح
    11
    Points: 598, Level: 11
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    متاسفانه تقریبا میشه گفت یک جورایی کنار اومدم با خانمم سعی کردم خشمش رو بیارم پایین . و حتی رفت و آمد با خانوادم رو کمتر کردم . ولی پای موضوعات مختلفی رو باز میکنه و شروع میشه جنگ و دعوا .
    تقریبا میشه گفت کلا ۲ الی ۳ بار مادرم رو توی این مدت جایی بردم چون برادرام هستن و اونها این کارهارو انجام دادن . اینطوری نبوده که برنامه ای داشته باشیم و من کنسل کنم و‌ برم که مادرم رو‌ برسونم . اما خانمم اعتقاد داره که تمام خواهر هاش همه کارهاشون رو‌۲ تایی انجام میدن و این یعنی زندگی مشترک . تقریبا هیچ حریم شخصی رو‌ رعایت نمیکنه و حتی به‌زور مشاور‌ تونستم گوشیم‌ رو نگاه نکنه .
    ابتدا به ساکن این کار رو نمیکنه . معمولا‌ یه اتفاقی میوفته و بعد شروع میشه . اما نسبتی بین ناراحتی و عگس العمش نیست . به طور مثال یاد یک اتفاق افتادم .‌یک روز صبح که داشتم از خواب بیدار میشدم گفت به من که‌امروز نرو سر کار . بریم خرید . من‌هم واقعا کار داشتم و حتی باید زودتر میرفتم تزش خواستم که خرید رو بگذاریم یک‌روز دیگه و‌ این شد یک دعوای دیگه و گفت که اصلا با خواهرم‌میرم . من خانمم رو دوست دارم و میخوام‌زندگیم زو حفظ کنم اما داره زندگیم داره از هم‌میپاشه . کنترل زندگیم از دستم‌خارج شده
    از طرفی خانوادم از شنیدن حرفهاش و فحش هایی‌که میده ناراحت‌شدن و حس میکنم‌ به این‌راحتی ها از یادشون نره . در حال حاضر هم خانه ی پدرشه و برادر و یکی از خواهر هاش پاشونو کردن توی کفش که تا شوهرت خونشو عوض نکنه‌حق نداری برگردی و ما نمیگذاریم . دیگه واقعا درمانده شدم . حتی بعضی‌موقع برای اینکه شیر آب رو تو حمام زیاد باز گذاشتم چند روز توی دعوا و مشاجره‌بودیم . اگر خواهرش یه طلایی چیزی بخره اول از‌همه‌عکسش رو‌شیر میکنه‌تو‌گروهشون و دقیقا چند روز بعد داستان ما شروع میشه که میگه تو خسیسی و برام طلا نمیخری . بالاخره میریم‌بازار که یه چیزی بخرم‌براش و اگه‌چیزه‌ سبکی بخوام بخرم قهز میکنه . یک‌بار کل بازار رو به خاطر اینه گفتم یه چیزی‌انتخاب کن بیشتر از ۲ تومن نشه .قهر کرد و کل‌ بازار رو دنبالش دوییدم و آخرش چند روز‌بعد رفتیم و‌اون‌چیزیو که‌میخواست خریدیم .
    حس یه مرد بد بخت بهم دست داده‌ که نتونستم زندگیم رو اداره کنم و الان دیگران دارن‌تصمیم‌میگیرن برای زندگیمون .

    ‌۳ شب میشه که نخوابیدم از فکرو خیال .
    اگر مشاور خوب میشناسید معرفی کنید لطفا . نمیدونم کار مشاور قبلی خوب بوده یا نه.
    ویرایش توسط payam_pkr : سه شنبه 21 آذر 96 در ساعت 23:59 دلیل: تکمیل پاسخ


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.