آقا مصطفي
قبول كنيد كه شما خيلي جاها زيادي وا داده ايد و باعث شديد كه نقش زن و شوهري شما در زندگيتان گم شود.
شايد الان برگشتن به حالت ايده آل سخت باشد اما محال نيست.
بهتر است اقدامات قضايي خود را انجام دهيد اما قبل از آن طي يك تماس تلفني از همسرتان به صورت كاملا محترمانه بخواهيد كه با هم گفتگويي داشته باشيد. در صورتي كه فحاشي كرده و يا با صداي بلند با شما صحبت كرد اينبار را سكوت كرده و پاسخش را ندهيد
سعي كنيد با او گفتگويي دوستانه برقرار كنيد و از آغاز زندگي خود و هدفهايي كه از آن ابتدا براي زندگيتان را داشتيد را با او مرور كنيد تا حالا و به او بفهمانيد كه زندگيتان به كجا رسيده است او هم حرفهايي خواهد زد. شايد از منظر شما منطقي نباشد اگر اينطور بود طوري وانمود كنيد كه كاملا او را درك مي كنيد. فضايي به وجود بياوريد تا به شما اعتماد كند و سعي كند او هم به حرفهاي شما گوش كرده و شما را درك كند. اگر بتوانيد بحث را به اينجا بكشانيد خيلي خوب است. در اين صورت مي توانيد خواسته هايتان را تا حدي به او بفهمانيد