سلام من از نحوه ی صحبت کردنتون استنباط میکنم که شما یه مردی هستین که
به شدت دوس داره از زنش مراقبت کنه . و به اصطلاح هوای زنشو داشته باشه .
این خیلی خصلت خوبیه و اگر زنی با این خصلت بتونه راه بیاد زن بسیار
خوشبختی خواهد بود . ولی در بعضی مواقع مثل یه جور حس مالکیت میمونه
برای دختری که حساسه و دوس داره خودش کاراشو انجام بده و تصمیم گیری کنه
شاید حس کنه اسیر شده . این تفاوت بین شما و خانومتون هست و باید بپذیرین و اگر بخواید همین راهو ادامه بدین فک نمیکنم قضیه اگر بدتر نشه بهتر شه . درسته
که هنوز خیلی از خانومای ما از شوهراشون کتک میخورن و هنوزم قوی هستن ولی
آدما هم با هم متفاوتن در هر صورت تاثیر بسیار مخربی تو روح و روان میذاره
... حالا ایشون شاید از قبل یه مواردی تو دلشون بود و نمیگفتن همراه شد با
جریان اون شب و الان کارش به دکتر کشیده ... من برای اینکه اینو
درک کنم خودمو میذارم جای همسرتون اگر شوهرم بزنه تو دهنم واقعااا نمیدونم
میتونم هیچوقت ببخشمش یا نه . مطمئنم چند سال طول شاید میکشه تا دوباره
اعتماد سازی بشه. پس بهش حق بدین که احساس خطر کنه ... اتفاقا احساس خطرش
کاملا بجاست چون شما دو تا با هم تفاوت دارین . ببینید حرفم این نیست که اونو تایید کنم بلکه میگم ظاهرا نظراتتون با هم خیلی فرق داره . کاری
که الان باید بکنیداینه که نسبت به کاراش زیاد حساسیت نشون ندین و عصبانی
نشین . .. چرا فک میکنین که اون به عنوان یه دختر بد و خوب رو نمیفهمه و
شما باید بهش گوشزد کنین ?وقتی گوشی نمیگیره زنگ نزنین به اینو اون چون
حس خیلی بدی منتقل میکنبن .. یکم خودتونو کنترل کنین ... لازم نیست همیشه
همه چیز تحت کنترل شما باشه . فعلا زیاد سعی نکنید راجع به اون موضوع بحث
کنین بیشتر سعی کنین بخندونینش و شاد باشین باهم ... سعی کنین ناراحتی اون
شمارو بهم نریزه ....موفق باشین
همیشه لبخند بزن......
برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید را باز گرداند....
گاهی قوسی کوچک میتواند معماری یک سازه را عوض کند..
علاقه مندی ها (Bookmarks)