ممنون از مریم جون و جناب یه دوست بابت وقتی که برام گذاشتید . جو خونه الان طوری نبود که بشه تحمل کرد من بعد از اون سیلی که توی ماشین خورد بدنم یه جوری شده از همه چی می ترسم و حساس شدم همش گریم می گیره حتی خال و حوصله غذا درست کردن هم نداشتم شوهرم هم همش بالای سرم ایستاده بود و فقط ناله می کرد که چرا من باید پول دکتر و آزمایش هات رو بدم پس بابات و برادرات کجا قایم شدن الان که جواب آزمایش ها بیاد همشون پیداشون میشه . من واقعا ضعف کرده بودم خونه هیچی برای خوردن نداشتیم بعد آزمایش خون و ام ار آی خونه بجز پنیر هیچی نداشتیم وقتی هم به همسرم می گفتم می گفت به من ربطی نداره روز اول که بهم سیلی زد یکم میوه خرید که ای کاش نمی خرید هزار بار برای مامانم . همسایه ها و ... گفته که من برای این خانم از وقتی مریض شده پانزده مدل میوه خریدم شیر خریدم و یه عالمه ویزیت دکتر دادم هیچ کس جلو نیومد . جناب یه دوست فکر می کنم هر دو مورد باشه هم بشدت خسیسه هم در مورد من تلافی میکنه