ممنونم فریبا جون
بله من الان از دیروز خونه پدرم اومدم . اصلا محیط خونه مناسب یه بیمار نبود . من بعد اون سیلی مثل یه مرده متحرک شدم که همش گریم می گرفت و یه طرف بدنم به طور غیر ارادی کلا میلرزه . توی این شرایط فکر کنید نه ناهار داشته باشی نه شام و... البته اگه بود هم بخاطر اضطرابم هیچ اشتهایی نداشتم . شوهرم همش بالا سرم بود و می گفت من چرا باید پول ویزیت دکتر تو رو بدم انشاالله جواب آزمایش و ام ار ای مثبت باشه تا من یه زن زیباتر از تو بگیرم که محجبه هم باشه . من قبل از ازدواج با تو با صد تا دختر دوست بودم الان میرم با چند تاشون صیغه می کنم تا ازش پسر داشته باشم تو نتونستی بهم پسر بدی . خلاصله توی خونه خیلی بد بود مجبور شدم با مامانم بیام خونشون .
ولی الان همه ترسم جواب ام آر ای و آزمایشمه دارم از ترس می میرم میگم نکنه اون سیلی باعث شده اتفاقی توی مغزم رخ داده که چند روزه پام میلرزه چند روزه شب ها نخوابیدم دارم از اضطراب دیونه میشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)