سلام:
مشکل شما برمیگرده به لحن حرف زدنتون.... هم شما هم خانومتون... راستی قید نکردید چند سالتونه؟ چند سالشونه؟
من میگم لحن حرف زدن:" یعنی شما پذیرفتن محبت و دلسوزیتونو "قید میکنید" اطـــــــــــــــــــــــ اعت کردن.... :) خب اخه برادر من اطاعت کردن رو به هرکی بگی یه خشت میندازه بالا سر کله ی خودش یا دیگری رو میشکنه...
اسمش رو نذار اطاعت از حرفای من..... " بهش بگو توجه.... رابطه فقط یه توجه دو طرفست یه احترام... احترام به علایق هم"همین" بعد هم قانع کردن همدیگه درمورد علایقمون.... اونم با داد و فریاد و خط و نشون کشیدن نه....
چند حالت داره:
یا این خانوم دوران مجردیش یه دختر خوش گذران اهل تفریح و گشتن با دوستان و ... بوده و اینکه الان یهو بخواد پابند یه زندگی باشه براش سخته..... یعنی حالا حالاها جا نمیوفته..... و زمان میبره.... که راهکار این برمیگرده به حکومت بر قلب" ببین تو اگه بتونی با رفتارات عاشقش کنی (در حد قوی) نه فقط عادت.... اون موقع به تموم خواسته هات میرسی.... یه زن عاشق خیلی رام تر از یه زن عادت کردست "شک نکن"
و مورد بعدی که حالا دو دلم بنویسم یا نه: چون فقط حدسای خودمو مینویسم.... من معمولا وقتی مشکل کسی رو میخونم خودمو جای اون دو نفر میذارم و بعد استدلالم رو شرح میدم:
اصلا قصد جریحه دار کردن احساسات شما یا توپیدن به ایشون رو ندارم فقط حدس وگمانمو میگم"
شما قبل ازدواج دوست بودید باهم؟؟؟؟ ایشون قبلا کسی تو زندگیش نبوده؟ در حد یه عشق قوی"؟؟؟؟؟؟ یه عشق ناکام که شاید گاهی بوش به حوالیش برسه؟ البته خواهش میکنم تند نرید من فقط یه سوال پرسیدم. همین. شاید حسش به شما علاقه زیاد هست اما .. نمیدونم"
مورد بعدی اینکه بعد اون دست بلند کردن شما" ممکنه سرد شده باشه اونم جوری که از دلش برید.... کامل نه اما خب کمم نه.... که اینم راهکارش کم و زیاد بودنه.... میدونی ادما تاب زیاد بودن رو ندارن دل زده میشن تو باید هنر اینو داشته باشی که اونو وابسته کنی... عاشق کنی. یه عشق عمیق.... راهکارش زیاده کادوهای یهویی گاه ب گاه (نه همیشه چون همیشه دل زده میشه) باید یه جوری نزدیک و دور شی.... خیلی از ادما اینجوری عاشق شدن.....
شایدم مورد بعدم: این باشه که اون خیلی دوست داره و با این کارش و اذیت کردنت لذت میبره :)
یا مثلا انتقام.... چون نمیتونسته دست رو شما بلند کنه....
راستی یه مساله که پیش میاد همون روز با مهربونی و منطق حلش کن. بعدها کش بدی نه مخاطبت دلش میخواد ادامه بده... ن حتی برا خودت خوبه.....
میتونی گاهی بعضی کاراشو به خودش نشون بدی... یعنی کاری ک اون میکنه و تورو اذیت میکنه. تو اون کارو کنی.... "مادر این قصه یه مقدارم اون باشه"
نگرانش کنی.... مث خودش باشی....
بخوام نتیجه گیری کنم اینه که دیکتاتور بودن و مطیع خواستن فقط خودتو عذاب میده و اونو دور تر میکنه...
براش دام بذار "دام عــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــشق" صبور باش تا عاشق شه. اون موقع حتما بهت احترام میذاره و حواسش پی تو خواهد بود.
ولی نخواه که یه شبه یه دختر دهه هفتادی رو تغییر بدی" صبور باش . پله پله....
تو مسافرت که ازادش گذاشتی گاهی تو همین شهر خودتونم ایم کارو کن. بعد که خواستی مثلا از رفتن به بعضی جاها منع اش کنی ب جای دستوری گفتن بشین با صبر و احترام و لبخند بهش بگو دلیل این حرفم اینه حالا باز اگه دلت خواست میتونی بری ام من چون خیلی دوست دارم و نگرانت میشم نمیخوام این کارو کنی...
کلا لحن جملاتت تغیر کنه زندگیت بهتر میشه....
موفق ترین شی








علاقه مندی ها (Bookmarks)