به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    سلام حنا جان
    تصمیم گرفته بودم برات ننویسم ولی خوب اومدم و شروع کردم به نوشتن
    اگر میخوای این زندگی مشترک رو ادامه بدی هیچ راهی نداری مگر اینکه این خصوصیاتی که از شوهرت گفتی رو بدون کم و زیاد بپذیری
    اگر قدرت پذیرش رو داری بمون اون فقط میشه یک سایه روی سرت توی این زندگی از عشق و ... خبری نیست و اگر همه چیز رو به درستی بپذیری احتمالا دعوا و کتک هم توش نباشه یه مردی هست که یه وقتایی میره سر کار یه وقتایی میاد یه خونه زندگی داری و پولی به عنوان خرجی

    اینا چیزهایی هست که در صورت موندن داری
    شاید برای خیلیا همینم خوب باشه و بتونن با این خصوصیت این همسر کنار بیان و در واقع نقش ظاهری یه زن رو داشته باشن نه نقش واقعی

    اگر خیانت رو نمی تونی تحمل کنی و دنبال یک زندگی توام با عشق هستی هر چه سریعتر برو اقدام قانونی بکن دل بکن از این زندگی
    کسی که این همه سال این مدلی زندگی کرده و شما براش جاذبه نداری خیلی بعید و در واقع غیر ممکن هست تغییر رویه بده پس بیخود خودت رو خسته نکن

    و اینکه قبلا نوشته بودی اجرا گذاشتن مهریه روی آیندت اثر منفی میذاره رو من شخصا قبول ندارم چون به هر حال نفر بعدی هم درک می کنه که مردی که هم توانایی مالی زیاد داره و هم به کرات به همسرش خیانت کرده حق نداره از همسرش بخواد مهریه اش رو ببخشه
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  2. 2 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (شنبه 16 دی 96), میس بیوتی (شنبه 16 دی 96)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    سلام حنا جان
    تصمیم گرفته بودم برات ننویسم ولی خوب اومدم و شروع کردم به نوشتن
    اگر میخوای این زندگی مشترک رو ادامه بدی هیچ راهی نداری مگر اینکه این خصوصیاتی که از شوهرت گفتی رو بدون کم و زیاد بپذیری
    اگر قدرت پذیرش رو داری بمون اون فقط میشه یک سایه روی سرت توی این زندگی از عشق و ... خبری نیست و اگر همه چیز رو به درستی بپذیری احتمالا دعوا و کتک هم توش نباشه یه مردی هست که یه وقتایی میره سر کار یه وقتایی میاد یه خونه زندگی داری و پولی به عنوان خرجی

    اینا چیزهایی هست که در صورت موندن داری
    شاید برای خیلیا همینم خوب باشه و بتونن با این خصوصیت این همسر کنار بیان و در واقع نقش ظاهری یه زن رو داشته باشن نه نقش واقعی

    اگر خیانت رو نمی تونی تحمل کنی و دنبال یک زندگی توام با عشق هستی هر چه سریعتر برو اقدام قانونی بکن دل بکن از این زندگی
    کسی که این همه سال این مدلی زندگی کرده و شما براش جاذبه نداری خیلی بعید و در واقع غیر ممکن هست تغییر رویه بده پس بیخود خودت رو خسته نکن

    و اینکه قبلا نوشته بودی اجرا گذاشتن مهریه روی آیندت اثر منفی میذاره رو من شخصا قبول ندارم چون به هر حال نفر بعدی هم درک می کنه که مردی که هم توانایی مالی زیاد داره و هم به کرات به همسرش خیانت کرده حق نداره از همسرش بخواد مهریه اش رو ببخشه
    با سلام و تشكر از مدير محترم و دوستان كه وقت گذاشتين و جواب دادين. الان گوشيم شكسته و به زور نوشته هتون رو تونستم بخونم و الان هم به زور دارم تايپ ميكنم چون گوشيم شكسته و به زور ميشه ديد البته شوهرم گوشيم رو شكست. روز پنجشنبه خيلى حالش خوب بود همش بغلم ميكرد و ميگفت دوستت دارم اول تو دنيا پدر مادرم بعدش تو برام مهمين. روز جمعه بيدار شد از خواب گفت بابام ميگه اگه حنا صاحب لچه بشه چى ميشه. گفت إخه اين چه حرفيه ميزنى زشته، دختر خودش سه ماه بعد عروسى حامله شده چى شده، گفت خواهر من لياقت داره تو ندارى. بعدش همش ميگفت هم ميخوام بيام سمتت حس ندارم بهت. منم ناراحت شدم. بهم گفت برو صبحونه آماده كن، گفتم واسه هر كى عشقتو خرج ميكنى و اصل كاريته بگو اون بياد، اونم دو دستى محكم زد تو سرم، بعدش من گفتم چرا ميزنى گفت خفه شو طبقه بالا كارگر كار ميكنه صداتو ميشنون. منم گفتم مگه من صدام دراومد تو منو زدى باز محكم زد تو صورتم. منم ديگه جيغ زدم كه حرصمو خالى كنم؟ اونم هر چى زور داشت موهامو كشيد و منو از موهام كشيد كشون كشون برد كلى كتكم زد الان بدنم كبوده تا صبح از دزد بدن نخوابيدم. مامانم اومد گفت پاشو بريم، اگه اومدى كه هيچ نيومدى حمايتت نميكنم. منم گفتم نميام، تا اينو گفتم اومد بعلم كرد زن خودمه دخالت نكنين، گفتم خفه شو من اگه اينجا ميمونم واسه خاطر اينه كه ميخوام طلاقم بدى برم، نه اينكه منو چهار ماه بفرستى برم منتظر تو، تو هم برى دنبال عياشى و زن بازى. اون رو مامانم رفت. من موندم. اينم بگم شوهرم زد گوشى رو تيكه تيكه كرد منم زدم ظرف دكوريشو شكستم، چون اينا همش وسايل شوهرمه. الان از ديروز تا حالا بدنم درد ميكنه انگشتم در رفته، از تو سرم به چيز بزرگ دراومده انقدر كه زده تو سرم، شب بهم گفت از اول هر چى تلاش كردم بهت حسم نيومد منم گفتم فردا برو طلاقم بره. گفت باشه. شبح بيدار شديم گفتم امروز چيكار ميكنى گفت برو خونه مامانت ابنائه مدت ديگه وكيل ميگيرم تمام، گفتم باز برم چند ماه منتظر تو، گفتم گوشيمو شكستى گفت خوب كارى كردم گفتم بايد برام گوشى بخرى گفت برو اونور منم نرفتم دوباره از رو كبوداى بدنم محكم زد منم تا ميتونستم جيغ زدم إبرومون رفت. به مامانم گفتم طلاق ميگيرم گفت باشه، امروز قراره مامان و بابام برن با وكيل صحبت كنن. بابت غلط إملائي ببخشيد چون اصلا نميبينم چى مينويسم،

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hanli نمایش پست ها
    با سلام و تشكر از مدير محترم و دوستان كه وقت گذاشتين و جواب دادين. الان گوشيم شكسته و به زور نوشته هتون رو تونستم بخونم و الان هم به زور دارم تايپ ميكنم چون گوشيم شكسته و به زور ميشه ديد البته شوهرم گوشيم رو شكست. روز پنجشنبه خيلى حالش خوب بود همش بغلم ميكرد و ميگفت دوستت دارم اول تو دنيا پدر مادرم بعدش تو برام مهمين. روز جمعه بيدار شد از خواب گفت بابام ميگه اگه حنا صاحب لچه بشه چى ميشه. گفت إخه اين چه حرفيه ميزنى زشته، دختر خودش سه ماه بعد عروسى حامله شده چى شده، گفت خواهر من لياقت داره تو ندارى. بعدش همش ميگفت هم ميخوام بيام سمتت حس ندارم بهت. منم ناراحت شدم. بهم گفت برو صبحونه آماده كن، گفتم واسه هر كى عشقتو خرج ميكنى و اصل كاريته بگو اون بياد، اونم دو دستى محكم زد تو سرم، بعدش من گفتم چرا ميزنى گفت خفه شو طبقه بالا كارگر كار ميكنه صداتو ميشنون. منم گفتم مگه من صدام دراومد تو منو زدى باز محكم زد تو صورتم. منم ديگه جيغ زدم كه حرصمو خالى كنم؟ اونم هر چى زور داشت موهامو كشيد و منو از موهام كشيد كشون كشون برد كلى كتكم زد الان بدنم كبوده تا صبح از دزد بدن نخوابيدم. مامانم اومد گفت پاشو بريم، اگه اومدى كه هيچ نيومدى حمايتت نميكنم. منم گفتم نميام، تا اينو گفتم اومد بعلم كرد زن خودمه دخالت نكنين، گفتم خفه شو من اگه اينجا ميمونم واسه خاطر اينه كه ميخوام طلاقم بدى برم، نه اينكه منو چهار ماه بفرستى برم منتظر تو، تو هم برى دنبال عياشى و زن بازى. اون رو مامانم رفت. من موندم. اينم بگم شوهرم زد گوشى رو تيكه تيكه كرد منم زدم ظرف دكوريشو شكستم، چون اينا همش وسايل شوهرمه. الان از ديروز تا حالا بدنم درد ميكنه انگشتم در رفته، از تو سرم به چيز بزرگ دراومده انقدر كه زده تو سرم، شب بهم گفت از اول هر چى تلاش كردم بهت حسم نيومد منم گفتم فردا برو طلاقم بره. گفت باشه. شبح بيدار شديم گفتم امروز چيكار ميكنى گفت برو خونه مامانت ابنائه مدت ديگه وكيل ميگيرم تمام، گفتم باز برم چند ماه منتظر تو، گفتم گوشيمو شكستى گفت خوب كارى كردم گفتم بايد برام گوشى بخرى گفت برو اونور منم نرفتم دوباره از رو كبوداى بدنم محكم زد منم تا ميتونستم جيغ زدم إبرومون رفت. به مامانم گفتم طلاق ميگيرم گفت باشه، امروز قراره مامان و بابام برن با وكيل صحبت كنن. بابت غلط إملائي ببخشيد چون اصلا نميبينم چى مينويسم،

    سلام
    حنا جان ظاهرا علاقه زیادی به کتک خوردن داری
    خودت می دونی وقتی فلان جمله رو بگی اونم کتکت میزنه ولی میگی
    حالا تنها استفاده ای که از این واقعه می تونی بکنی همون گرفتن مدرک از پزشکی قانونی هست که من با توجه به شناختی که از شما دارم امکان نداره این کارو بکنی

    اینکه چرا موندی خونه شوهرت موضوع عجیب بعدی هست
    شما که در دوران عقدی و اجباری به موندن در اون منزل نداری چرا الان اونجایی

    اگر همون موقع ها مهریه ات رو اجرا گذاشته بودی الان شوهرت دنبال تو بود نه تو التماس اون بکنی

    شوهرت تنوع طلبه و مشکلش عدم وجود میل جنسی به شما نیست
    این نزدیک نشدنش به شما هم احتمالا برای در رفتن از زیر بار نصف مهریه است
    همش داره فیلم بازی می کنه و شما هم باور کردی
    اصلا ثبات شخصیت نداره

    شما فکر می کنی اگر اون بیاد سمتت همه چیز حله ولی مطمئن باش که نیست

    اگر میتونی با یه مرد تنوع طلب که هر دقیقه با یکی هست زندگی کنی و اعتراض هم نکنی بمون در غیر این صورت ...
    شوهرت این خصوصیت رو داره و طعنه کنایه هم درست نمیشه فقط و فقط نتیجه اش میشه یه گوشی شکسته و یه بدن کبود و داغون

    شوهرت رو هم با آقای جوادیان مقایسه نکن
    سیستم شوهر شما با ایشون زمین تا آسمون تفاوت داره
    شوهر شما قادر به خوشبخت کردن هیچ زنی نیست قادر به وفاداری نیست

    اینها نظرات من هست به عنوان کسی که از اول تاپیکهات رو دنبال کردم
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  5. 4 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    maryam123 (یکشنبه 17 دی 96), nasimmng (یکشنبه 17 دی 96), میس بیوتی (یکشنبه 17 دی 96), زن ایرانی (یکشنبه 17 دی 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.