سلام:
من علاقه شمارو نه ندید میگیرم و نه حتی خیلی پررنگ"
علاقه دست خود ادم نیست یهو تا به خودت بیای یکی میشه همه دنیات... پس در این مورد شمارو سرزنش نمیکنم.... اما یه تلنگری میزنم بهتون یه تلنگر کوچولو " وقتی اون فقط دوست خانومتون بود این رو میشد اسمش رو گذاشت یه حس اما اینکه اون مرد شمارو مث داداششش میدونسته و خانومش رو یماره با شما و خانومت اشنا میکنه این خیانت به رفاقت بود" علاقتون اشتبا نبود چون دست خود ادم نیست ولی خیانتتون اشتبا بود" بگذریم چیزیه که شده من عادت ندارم اب ریخته شده رو زمین رو جمع کنم...
حالا بریم سر اصل مطلب:
شما از علاقتون به اون زن گفتید.... یه بعد بد داره چون یه رابطه قدیمی رو کامل بهم زدید.... و یه بعد خوب داره که میدونید اون زن حسی بهتون نداشته که خیلی راحت نوشته متاسفه و ...
اون به همسرش یا خانوم شما نمیگه....
چون زنها مخصوصا اگه یکم فهمیده باشن و نخوان زندگیشون و دید همسرشون بهشون عوض شه هرگز این حرف رو نمیزنن.... چون ممکنه شوهرش بگه ببین چه جوری رفتار کردی که رفیقم جرات کرده علاقمند شه و کلی حمیت مردونه....
اون خانوم قطعا یه چیزی داشته که اونو از همسرتون متمایز کرده و شما بهش علاقه پیدا کردید
شاید رفتارای شاد و پر انرژی ....
شاید زیبایی که تو اون دیدید و خانومتون رو ندید گرفتید...
شاید مهر و محبت به همسرش ... که ناخوداگاه خواستید جای اون باشید...
و کلی علت دیگه
اول باید سعی کنی نقاط مثبتی که اون داشته رو تو زنتم ببینی....
به همسر خودت نزدیکتر شی.... و محبت و مهر اولیه رو به زندگی و دل خودت برگردونی....
بعد هم باید هرروز هر موقع یادش افتادی به خودت تلنگر بزن که این یه حس نشدنی و ممنوعه اس... پس چرا باید زندگیتو پای کسی که نمیخوادت بریزی....
این وسط سه نفر ادم بی گناه دارن قربانی میشن... رفیقی که شمارو عین داداشش میدونه....
و همسری که شما بهترینشی....
و زنی که شاید واقعا بدون اینکه بخواد شمارو علاقمند کرده...
اما جدی: چیشد حس کردی بهش علاقه داری؟؟؟؟
مثلا وقتی بهش فک میکنی کدوم رفتارش تو ذهنت پررنگتره؟ که لبخند میاره رو لبات و علاقه رو به اثبات میرسونه؟
وقتی تونستی اینهارو ببینی و علت رو پیدا کنی
همونارو رو همسرت پیاده کن... بهش نزدیکتر شو... ما حق نداریم زندگی ادمهای بی گناه رو بهم بریزیم....
رابطه رو با رفیقت قطع نکن... برعکس خودت رو بساز و مث مرد برگرد پیش رفیقت رفیقی که خودش مث داداشت و زنشم عین خواهرته....
قطع ارتباط مال ادمای ضعیفه....
یه مدت رو خودت کار کن...
این عشق نیست فقط یه علاقست.... اونم بخاطر رفت و امدای زیاده... چون ونستی بیشتر ببینیش یه رفتارای خاص ازش دیدی و به دلت نشسته... همین...
یکم با خودت خلوت کنی همه چی حله....
هرجا پر شدی قدم بزن... برا خودت بنویس.... و بعد بنداز دور حالت بهتر میشه.....اشتبا کردی که که بهش پیام دادی اما اشکالی نداره گذشته "گذشـــــــــــــــــــــ ته دیگه" بیشتر از این کشش نده.... حرفی بود ک زدی مدیون دلتم نیستی.... پس از اینجا به بعد بشین و دلت رو نزدیک همسرت کن. همین.
باز اگه کمکی بود من در خدمتم
موفق ترین باشید"








علاقه مندی ها (Bookmarks)