مونا جان
جای خودت با همسرت رو عوض کن
فرض کن همسرت شما رو از لحاظ ظاهری نمیپسندیده و بالاجبار با شما ازدواج کرده
الان بعد از مدتی پشیمون شده...خودت چه رفتاری باهاش میکنی؟
قطعا شما هرچقدر هم قشنگ و خوش اندام باشی از شما خانمهای قشنگترم هستن
هیچ چیز رو به خانوادت انتقال نده...
در هر صورت شما ایشون رو به عنوان همسر قبول کردی
الان اجازه و جای پشیمونی نداری
به هر دلیلی شما جواب مثبت به همسرت دادی
قدر زندگیت رو بدون
و بدون هر زندگی مشکلات خودش رو داره
قطعا همسرت نکات مثبتی داشته که الان 5 ساله کنارشی
هیچ تضمینی وجود نداره شما جدا بشی و بری با یک اقای خوشتیپ و همه چیز تمام ازدواج کنی و خوشبخت بشی
سری به دادگاهها بزن و ببین چه فاجعه ای هست
ببین میتونی یکروز تحمل کنی اون محیط رو
پاتو بذاری توی دادگاهها در بهترین حالت از نگهبان دم در تا قاضی بالارتبه مملکت بهت انواع و اقسام پیشنهاد ها رو میدن
میتونی تحمل کنی؟
میتونی سالها بری و بیای و همه جور تحقیر رو ر. تحمل کنی ؟
به امید اینکه بخواهی با یکی دیگه ازدواج کنی؟
اگر ناشکری کنی خدا کم کم نعمتاشو ازت میگیره
قطعا تو هم صفاتی داری که شاید همسرت ازشون ناراحته اما وقتی بهش جواب مثبت دادی وظیفه داری تا اخر کنارش بمونی
زندگی فراتر و مهم تر از این افکاره
یکمی بالغانه تر فکر کن
باور کن خدا جوری نمیکنه...زندگی پر از خوبی و بدی هست.باید یاد بگیریم از اینا کنار هم لذت ببریم...خودمون یکسری مشکلات رو ایجاد میکنیم.و بعدش از خدا طلبکار میشیم...مثلا شما با اینکه ته دلت راضی نبوده بخاطر حرف مردم تن به این ازدواج دادی...الانم پشیمونی...الان اینجا خدا کاره ای نبوده و این مطلقا اشتباه خلق خدا بوده...
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
ویرایش توسط maryam123 : دوشنبه 18 دی 96 در ساعت 16:09
علاقه مندی ها (Bookmarks)