سلام دوسته عزیز . امیدوارم الان در وضعیته خوبی به سر ببریو یه وقت از این ناراحت نباشی که چرا اون اقا اینجوری از اب دراومد . من اگه الان جای تو بودم دو تا کار انجام میدادم . خوب گوش کن :
1- خیلی خوشحال بودم .
نه . نخند . من دارم جدی میگم . میدونی چرا ؟ چون خدا خیییییلی دوسم داشته که نذاشته دلبستگیم به یه مرد بی تعهدو بی مسئولیت بیشتر بشه . نذاشته بیشتر از این عاشقو دلباختش بشم که چشامو رو همه چی ببندمو خدایی نکرده کارم به ازدواج بکشه . تصور کن که انقدر با هم صمیمی میشدید که با هم خوبو خوش بودید . میگفتید . میخندیدید . از عشق حرف میزدید از آینده از قراره ازدواجتون و ....... فرض کن اون موقه میفهمیدی اون آدم اینجوریه ...
تنها چیزی که از تو میموند یه جنازه بود با کلی خاطراته زجرآور .
اگه به این فکر کنی که خدا نذاشته که اسیره چنین مردی بشی مطمئنن خوشحال میشیو به گذشته فکر نمیکنی . پس خوشحال باش که خدا دوست داشته . آره . گذشته رو فراموش کنو فقط به آینده فکر کن
2- از گذشته درس میگرفتم
یاد میگرفتم که به کسی دل نبندم که نمیشناسمش . حتی با کسی که نمیشناسم ارتباطم برقرار نکنم . چه برسه به اینکه دل ببندم .
چه جور میشه از پشته صفحه ی مانیتور (چت) یا پشته تلفن آدمیو شناخت ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
دوسته عزیز . تو وتمامیه ما باید یاد بگیریم قبل از اینکه دست به کاری بزنیم به عاقبت اون فکر کنیم
امیدوارم ذره ای تونسته باشم حالتو بفهمم و کمکت کنم
پس قراری که ما باهم گذاشتیم چی شد ؟؟؟
1- خوشحال باشی
2-خداتو شکر کنی به خاطره کمکی که کردت و نذاشته بیشتر از این تو چاه بیفتی
3-دیگه با کسی که نمیشناسیش و نمیتونی بشناسیش رابطه برقرار نکنی
4-به گذشتت فکر نکنی و فقط به آیندت و کارایی که قراره بکنی فکر کنی
5- ناراحت نباشی . ناراحت نباشی . ناراحت نباشی
6- بخندی . بخندی . بخندی
اگه خندیدی به این فکر کن که خدایی که بالای سرت هست انقدر بزرگ هست که یه سنگه صبور و یه همدمه خوب برات بفرسته ..............
التماس دعا








علاقه مندی ها (Bookmarks)