به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 126

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 04 [ 21:28]
    تاریخ عضویت
    1396-9-12
    نوشته ها
    207
    امتیاز
    11,940
    سطح
    71
    Points: 11,940, Level: 71
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 110
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    434

    تشکرشده 437 در 149 پست

    Rep Power
    50
    Array
    ممنونم خانم هپی گرل و خانم مادر
    شرمنده الان نمیتونم جواب راهنمایی های خوبتون رو بدم حمل بر بی ادبی نشه.

    یه مشورت فوری احتیاج دارم.
    من چهارشنبه به خاطر رفتارهای خانمم که باز توش توهین و بی احترامی بود صبرم دیگه تموم شد موقع خداحافظی بهش گفتم به خانواده ش اطلاع بده که من یه مدت دارم میرم سفر کاری و تهران نیستم. البته بهش گفتم که واقعا قرار نیست جایی برم و فقط به خانواده ش قراره اینجوری بگه و گفتم تا مشکل جدی ای نداشتی سراغمو نگیر. پکر شد ولی مقاومتی نکرد فقط خیلی سرد از هم جدا شدیم و این رو هم کامل متوجه شد که بخاطر رفتار زشت خودش دارم اینکارو میکنم.
    بعد فردا صبحش به من پیام داد که حالش خوب نیست و برم ببرمش دکتر و منم جواب دادم که برادرمو میفرستم بیاد ببردت که گفت نه باید خودت باشی و منم گفتم پس با مادرت برو من وقت ندارم و گفتم اگه چیز جدی ای بود زنگ بزن بهم میام اونم دیگه چیزی نگفت و خبریش هم نشد. که نفهمیدم واقعا مریض بوده یا نه.
    بعد دیروز زنگ زد و گفت مهمونی داریم بیا اینجا منم باز گفتم به پدر مادرت بگو که من تهران نیستم اونم باز بد حرف زد و منم گفتم هروقت یاد گرفتی چطوری با من حرف بزنی به من زنگ بزن و خداحافظی کردم قطع کردم. شروع کرد تند تند پیام زدن و باز تراکتوری توهین کردن و منم جواب دادم که به نفعته ساکت بشی و ادامه ندی چون داری با این کارات فقط شرایط خودتو بدتر میکنی و اونم پیام زد که ازت متنفرم و هیچ وقت دیگه نمیخوام ببینمت و اصلا هیچ وقت نیا!! خلاصه توهیناشم این بود که من بی احساس و بی رحم و بی مسئولیت و بیشعور و عوضی و مغرور و خودخواه و از این حرفام...
    دوباره شبشم پیام داد که داره میره خونه دوستش بخوابه منم گفتم خوش بگذره ولی فکر میکنم فقط برای عصبی کردن من این حرفو زد چون اگه رفته بود خونه دوستش الان به این زودی خونه پدرش نبود.
    حالا امروز بعد این جریانا الان زنگ زده کلی گریه و زاری که چرا دیگه منو دوست نداری مگه من چی کار کردم!!!!!
    میگه برات مهم نیستم دارم از چهارشنبه گریه میکنم بدنم همش میلرزه و حالم بده تو عین خیالت نیست و با دوستت رفتی فلان جا خوش گذروندی!! (عکسای گردش سال های قبلو دوستم تو پیج خودش گذاشته اینم دیده فکر کرده من تازگی رفتم تفریح) میگه حواست بهم نیست و بهم توجه نمیکنی حالمم نمیپرسی نتیجه گیری میکنه که پس دوستم نداری!! و میگه تو دروغگویی قول داده بودی دیگه دو روز پشت هم ازم دور نمونی و میگفتی اگه منو نبینی حالت گرفته ست الکی میگفتی و اصلا دل نداری و یه عالمه از این حرفا... و اصرار میکنه و قسمم میده که برم پیشش وگرنه یا خودش میاد شرکتم یا یه بلایی سر خودش میاره!! منم بهش گفتم باید فکر کنم و اگه تصمیم گرفتم بیام بهت جلوتر خبر میدم. فعلا بهش گفتم خونه بمونه و کار خطرناکی نکنه.
    وقتی با این حجم از احساسات بهم حمله میکنه من کم میارم اصلا نمیدونم باید چی بهش بگم در جواب این حرفا. الانم همینجوری نیم ساعته داره یه سره پیام میده از همین پرت و پلاها میگه.


    من تصمیم داشتم بخاطر توهین های بدی که کرده بود حداقل یک هفته تنبیهش کنم و اینجا هم نیومدم که از تصمیمم منصرف نشم ولی الان که میگه انقدر ناراحته مطمئن نیستم دارم درست میرم یا نه. انتظار هم نداشتم به این سرعت جواب بده و الان نمیدونم اگه برم پیشش چی با خودش فکر میکنه؟ فکر میکنه من دلم برای گریه هاش سوخته مثلا رفتم و این باورش میشه که میتونه هردفعه گریه زاری راه بندازه و به چیزی که میخواد برسه؟ یا متوجه میشه که من دارم گذشت میکنم و باید رفتارشو اصلاح کنه؟
    به نظر شما برم امروز پیشش یا نرم و بگم هروقت عذرخواهی کردی میام؟
    این که یه ماه با من قهر کرد و ذره ای احساس دلتنگی هم نکرد الان ممکنه همین سه روز براش انقدر مهم باشه و واقعا درس گرفته باشه یا داره اشک تمساح میریزه که فقط منو ناراحت کنه و برم پیشش؟


    نمیخوام به نظرش سنگدل بیام و اگه بگم نمیام پیشت ممکنه باز گریه کنه و باید بتونم تلفنی یه جوری آرومش کنم خودشو با گریه هلاک نکنه. ولی میخوام این نافرمانی ها و بی ادبی ها همینجا تموم بشه نه اینکه امروز برم نازشو بکشم و فردا باز کاراشو ادامه بده. میخوام یه جوری مطمئن بشم خودش اعتراف کنه یا یکی بهم اطمینان خاطر بده پشیمون شده بعد برم پیشش. واقعا دیگه طاقت رفتارهاشو نداشتم و خیلی بیشتر از ظرفیتم هم تحمل کردم که فکر میکنم نباید اینکارو میکردم و کلا این دوماهه از زدنش تا کوتاه اومدن های افراطیم همشو حس میکنم اشتباه بوده و روش تاثیر بدی گذاشته. اگرم الان ازش فاصله نمیگرفتم که داشتم جوش میاوردم و ممکن بود اتفاق بدی بیفته. یه فکرایی داشت دو سه روز هی می اومد تو سرم وقتی عصبیم میکرد که البته الان رفتن.


    یه مسئله دیگه هم اینه که من ساعت چهار امروز جلسه دارم و اگه نخوام برم پیشش و تا قبل جلسه یا حین جلسه اینو متوجه بشه که نمیرم ممکنه بخواد پاشه بیاد اینجا و باید بسپرم نذارن بیاد تو که جلوی مهمونام آبروریزی درست کنه و اگه بیاد پشت در بمونه هم بیشتر ناراحت میشه. دست به قهر کردنشم که عالیه. برای اینم همفکری میخوام. نمیخوام هم بهش دروغ بگم.


    با توجه به این پیام و تماس هاش و حرفایی که میزنه به نظر شما اصلا احتمال داره از رفتارش حتی یکم پشیمون باشه؟ استارت پشیمونی رو زده باشه من باهاش جدی میشینم حرف میزنم و میندازمش تو جاده درست. فقط باید اول خودشم یکم پشیمون بشه که بتونه باهام راه بیاد.
    نمیخوام باز از دید زنانه خیلی تند رفته باشم به نظر خودم دیگه بیشتر از این نرمی به خرج دادن صلاح نبود هرچند هنوزم واقعا تندی ای نکردم ولی اگه باز روشم غلطه یا به نظرتون این راه نتیجه نمیده لطفا بهم بگین.

  2. کاربر روبرو از پست مفید Amir A تشکرکرده است .

    شمیم الزهرا (شنبه 30 دی 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با مخفی کاری های شوهرم و رمز روی گوشیش چه برخوردی کنم؟!
    توسط Somebody20 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 05 اردیبهشت 94, 10:24
  2. ایستگاه کنجکاوی ( در مورد نفر قبلیت کنجکاوی کن)
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 شهریور 89, 10:23
  3. عرفان داروی دردهای بی‌درمان
    توسط پندار در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 05 آذر 88, 00:02
  4. تاثیر بیماری‌های روانی بر الگوی خرید
    توسط Niloo55 در انجمن وسواس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 12 تیر 88, 09:17

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.