الان یکی از مشکلات شما مادرتونه ،
برید به یه کمپ ترک اعتیاد و با یه راهنما صحبت کنید و شرایطو شرح بدین ،
بهش بگید که دفعه بعد مادرتون رو همراهتون میارید ، ازش بخواهید عملکرد مغز یه معتاد شیشه ای رو برای مادرتون تشریح کنه ،
نمونه ای از کارهای خطرناکی که انجام دادن رو مثال بزنه ، مادرتو برسونه به این نتیجه که اگه برادرت دیرتر ترک کنه دیگه کاری نمیشه براش انجام داد،
لازمه مادرت بترسه که اگه دست روی دست بزاره برای همیشه شانس نجات پسرشو از دست میده ،
و مهمتر باید با روشهای ترک از زبان یه همچین آدمایی آشنا بشه ،
نگین جان این راهنماها همون معتادای ترک کرده ان ، سوادشون اغلب کمه و شاید توی زندگی شخصیشون موفق نباشن اما خوب میدونن اعتیاد چیه و باید چیکارا کرد برای ترک یه معتاد یا خلاص شدن از دستش .
یه نکته مهم اینه که خیلی ها فکر میکنن یک معتادو باید ببری بسپاریش به کمپ و یه ماه بعدم پاک تحویلش بگیری ،
اگه پاک نشده باشه یا اگه برگرده و دوباره مواد رو شروع کنه پس زحمات خانواده به باد رفته ،
این تصورات اشتباهه ، ممکنه ده بار ببریدش و ترک نکنه ولی همین پاک شدن و دوباره معتاد شدن خودش جرقه های کوچیکه ،
باعث میشه هر بار که دوباره میکشه وجدانش تحریک شه ، یکم یاد بگیره یکم درس بگیره برای دفعه بعدش .
میخواستم خیلی چیزا بنویسم ولی نتونستم ، کاش سورمه ای بودی
حتما بیا اینجا بنویس ،موفق باشی عزیزم .










علاقه مندی ها (Bookmarks)