اي كاش همونجا مي موندي شاد عزيز
چه فرقي مي كنه كه چهارتا چشم نگات بكنه يا نكنه. چه فرقي مي كنه كه فكر كنن يه ديوونه ديدن يا نديدن.
مهم اين بود كه تو داشتي لذت مي بردي و احساست از آنچه كه انها فكر مي كردند مهمتر و ارزشمندتر بود.
به احساست بيشتر بها مي دادي.
چرا جنگل؟! همين پارك شفق هم توي بارون تونست به دلتنگيت كمك كنه. شايد نيازي نباشه كه راه دوري بريم. شايد همينجا همين نزديكيها.......







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)