سلام روزتون بخیر.
تمام تاپیک ها یا به قول خودتون تایپیک هاتون (: رو خوندم.
از ابتدای اولی تا انتهای آخری.
چیزی که من دیدم اینه که شما اصلا عوض نشدید.... این حس منه.
فقط سعی کردید کمتر اظهار وجود کنید تا کمتر مورد خشم واقع بشید. این راهش نیست!
حس میکنم به هیچکدوم از توصیه ها و راهکارهای دوستان در مورد رفتار جراتمندانه و خروج از انفعال عمل نکردید.
شوهر شما رفتارهای منفعلانه بی شماری از شما دیده و هم شما و هم خانواده محترمتون بیش از حدش (حد او، نه نه حد یک داماد ایده آل و مطلوب) بهش اهمیت دادید و بزرگش کردید. من شما و ایشون رو نمیشناسم و پیشاپیش عذر میخوتم اما اما شخصیت افراد با هم متفاوته و فردی با این شخصیت و ویژگی ها حقیقتا شایستگی اطلاع از همه چیز رو نداره. نباید در جریان همه امور قرار بگیره. خصوصا اموری که ابدا بهش مربوط نیست!
برای یک مرد واقعا کسر شانه که مثل بچه هایی که تولدشونه بگه چرا بابات بهم کادو نداد؟! چرا برام خونه نخرید؟! یقینا از روز اول اینطور آدمی نبوده. جراتش رو نداشته. اما به مرور پیدا کرده. به لطف انفعال شما و کوتاه اومدن های بی مورد شما و خانواده تون.
شما با رفتار منفعلانه تون ایشون رو جری کردید و نتیجه اش میشه این که ایشون چنین انتظارات بیجا و بچگانه ای داشته باشن. اگر در مورد فروش زمین بخواید کوچکترین توضیحی بهش بدید یا کوچکترین انفعالی از خودتون نشون بدید، با اطمینان بهتون میگم روزگارتون سیاه خواهد شد. یک میلیارد ابدا شوخی نیست. کاری نکنید که خودش رو سر سوزنی ذی حق بدونه. شوهری که واسه ۱۰ هزار تومن به خانواده "همسرش" فحش ناموس میده، وقتی فکر کنه ۱ میلیارد حقش بوده و بهش داده نشده، زندگی رو از اینی که هست براتون صد درجه بدتر میکنه.
به توصیه های دوستان گوش کنید.
ازتون خواهش می کنم تغییر کنید...
از همین مساله شروع کنید.
سر این قضیه دیگه واقعا نگرانم براتون! به هیچ وجه شوخی بردار نیست. فراموش نکنید که این بار انفعال شما، امضای حکم مرگ این زندگیه...









علاقه مندی ها (Bookmarks)