نقل قول نوشته اصلی توسط مایکا نمایش پست ها
با سلام.امیدوارم همه خوب باشن.
خیلی وقته که نبودم.توی این مدت یه پیشرفتهایی توی رابطه من و همسرم ابجاد شد.با هم رفتیم پیش مشاور و مشاور با من و همسرم جداگانه حرف زدن.همسرم میگه مشاور با توجه به نظرات همسرم جدایی رو پیشنهاد داده ولی خودش گفته که میخام تلاشمو بکنم.خلاصه اینکه به هر دومون گفت خواسته هامونو از هم بنویسیم.نوشتیم و جلوی مشاور مکتوب شد و قرار شد به خواسته های هم اهمیت بدیم.کتابی هم معرفی کردن که هر دو بخونیم.از هر دو نفر تست شخصیت گرفتن.که در اون برای من سخصیت نمایشی و افسرده و برای همسرم وسواس و نمایشی پررنگ بود.که البته هر دو نمایشی رو در خودمون ندیدیم.یه مدت ارتباط بهتر شد.حدودا 1.5 ماه.اما بعضی چیزا پیش میاد که بازم برمیگردیم به عقب.مثلا امروز همسرم توی اتاقش داشت کار انجام میداد یهو یه صدای افتادن بلند وسیله اومد منم توی آشپزخونه بودم پرسیدم چی بود گفت هیچی.گفتم هیچی اینقدر صدا داشت.بعد داد زد با لحن تند که در کیس کامپیوتر بود.منم بهم برخورد.وایش چایی بردم گفتم چرا اینمدلی جواب میدی.گفت حقته فضولی نکن.وقتی بد سوال میکنی باید همینجوری حرف بزنم.من هر کی بد حرف بزنه داد میزنم لیوانو توی سرش میشکونم و تند و خشن شد دوباره.حالم خیلی بد شد.انکار دنیا رو سرم خراب شد.گریم گرفت بعد اومده میگه پررو شدی از من بازخواست میکنی ازین بدتر میکنم و....اصلا باورم نمیشد چرا یهو واسه یه جمله از سر تعجب اینطوری میکنه.و بعدم گفت شرتو از سرم کم کن تحفه.حالم بد میشه میبینمت و..........اعصابم خیلی به هم ریختست.نمیدونم چکار کنم.بعد از یه مدت ازش عذرخواهی کردم که منظورم بازخواست نبوده ولی اون خیلی بد جواب داد و اصلا عذرخواهی نکرد و همش میگفت برو پی کارت.دوباره هر چی انگیزه داشتم از بین رفت.فکر میکنم درست نمیشه هیچی.از طرفی ذهنم مدام درگیر اون پیام تلگرام و چند تا پیام توی گوشیشه.
ولی بیشتر از همه این برخورد تندش عذابش میده.نمیدونم واقعا امیدوار باشم یا نه.بهش میگم مکه ما اینارو ننوشتیم که تو داد و فریاد نزنی و اگه ناراحت شدی درست بیان کنی میگه نه واسه عممون نوشتیم و من اینجوریم.
میتونید به من کمک کنید در این شرایط که بسیار حالم بده و بی انگیزه ام چکار کنم؟اگر هر دفعه اوضاع همین باشه چکار کنم
ظاهرا شما تا حد زیادی روحیه سلطه طلبی و کنترل گری بر کل زندگیتونو داری و نخواسته شوهرتونو با رفتارهات و حرفهات تحریک میکنی و اون خیال میکنه که شما در صدد برتری جویی و یا تحقیر ایشون هستی.هیچ لزومی نداره بخاطر صدای در کیس شما داد و قال راه بندازی و شوهرتو تخطئه بکنی کمی بهش میدان بده و زود در کارهاش دخالت نکن.بزار خراب کاری بکنه و خودش اندازشو بدونه و از درون متنبه بشه .شما با دخالت های بی مورد و شدید موجب میشی کم مدیریتی ایشون به حاشیه کشیده بشه.بزار گند بزنه و کمتر دخالت بکن /مطمئنا بعد از مدتی خودش میاد و از تو کمک میخاد و شما اون موقع صمیمانه و بدون شماتت و تحقیر کمکش کن