
نوشته اصلی توسط
dorsa h
سلام ممنونم که وقت گذاشتید و با حوصله جوابمو دادید. درباره خودم باید بگم من 29 سالم هست و پدرو مادرم همیشه باهام جوری رفتار کردن و فضایی برام به وجود اوردن که توی مسائلم کاملا تصمیم گیری با خودمه و میتونم دربارش باهاشون صحبت کنم الان پدرم تقریبا در جریان این رابطه هستن و سربسته یه چیزایی بهشون گفتم. این آقای همکلاسیم خیلی اصرار داره بیان خواستگاری و حتی مادرشم هم منو دیدن ولی من میگم فعلا صبر کنن چون خواستگاری اومدن چیزی رو عوض نمیکنه و فقط منو توی فشار میگذاره که زودتر تصمیم بگیرم. درباره پسر اول هم همینطور خانوادم در جریان بودن و این چندسال تقریبا نامزد محسوب میشدیم. موضوع اینه که فکر میکنم مشکلم شخص خاصی نیست توی این چند ماه چندتا خواستگار بهم معرفی شده که هیچکومشون به دلم ننشست و بعد این مدت همکلاسیم تنها کسیه که حس خوبی بهش دارم اما میدونم که این حس عشق نیست. میترسم هیچوقت اون احساسو با کس دیگه تجربه نکنم. میدونم که میتونم یه زندگی آروم با کسی که دوستم داره داشته باشم اما نمیدونم ارزششو داره یا نه و نمیدونم میتونم با کسی که عاشقش نیستم تا ابد توی خونه زندگی کنم یا نه
علاقه مندی ها (Bookmarks)