سلام آرشیدای عزیز
گفتی دوست دختری از همون اول نداشتی ...
اما جنس دوستان با هم فرق میکنن.
اگر همینا دختر بودن ... تو افکارت فرق میکرد و میتونستی به جنس مخالف خودت برای ازدواج فکر کنی.
اما الان چون پسر هستن در نتیجه خواستگارات نمیتونن جذبت کنن.
برای همه ی آدمها پیش میاد که گاهی حتی یک دوست خوب برای درد دل کردن نداشته باشن و این طبیعی هست ، چون حتی اونایی که دوستان صمیمی داشتن به هزار و یک دلیل از مهاجرت گرفته تا ازدواج و .. از هم جدا شدن و همدیگرو کم کم فراموش کردن.
تو نیاز به همصحبت داشتی کسی که بتونی کنارش حرفاتو بزنی و اون گوش بده ..، شاید همین موقعیت مناسبی برای اون پسران بود که نه بخاطر وجود تو بلکه بخاطر سرگرمی و وقت گذرانی بیان باهات همصحبت بشن.
اون پسرا قصدی درباره ی شما نداشتن، چون شما اولا از بعضی دور بودین و ثانیا دنبال مسایل جنسی و ... نبودین که اگر چنین بود قطعا اونها از شما غافل نمیشدن.
قطعا من که دخترم با شما که دختری و هر دو هم رو نمیشناسیم حرف خاصی برای گفتن نداریم، چه برسه به یک پسر که حوصله نداره و علاوه بر اون درس و کار و تفریح بهش اجازه ی همکلامی خاصی نمیده مگر منفعتش توش باشه.
ببین عزیزم از یک سنی به بعد آدمها باید یه مسیر و یه نقشه راهی برای خودشون داشته باشن و آینده رو بنابر نیازهای خودشون ترسیم کنن.
الان برای شما بهترین نقشه شاید فکر کردن به ازدواج باشه که یکی از مهم ترین تصمیمات زندگیته.
تا ابد پسرها و مردهای زیادی هستن تمایل دارن با من یا شما صحبت کنن ... یا شما دوست داری چند ساعتی باهات تایپ کنن... اما هیچ وقت از خودت پرسیدی؛
خب آرشیدا آخرش چی؟ قراره این پیامهای ما چه هدف و ارزشی داشته باشه و به چه درد دنیامون بخوره؟
آیا من فقط به این نیاز دارم که دوستانی در مجاز داشته باشم یا یکی هر روز مثل ربات در کنارم باشه؟یا نه دوست دارم مثل خیلی از دخترانی که میبینم خواستگار داشته باشم، یه شخصیت مثبت و یه دختری باشم که خیلیا خواهانش هستن و حاضرن واسش هر کاری بکنن؟
من که آرشیدام چقدر دوست دارم وقتی با یه پسر حرف میزنم اون آدم بفکر نیازها و دنیای من باشه و ازم خواستگاری کنه؟
چقدر دلم میخواد مثل خیلی از خانم ها نامزدی و عقد و عروسی کنم...واسه خودم زندگی مستقلی داشته باشم؟
من دنیا رو همین محیط مجازی و همین پسرها میبینم یا نه دنیا رو یک محیط واقعی میبینم با کلی آرزوها و نیازهای فردی و هدف های بزرگ
از اینجاست که به زندگیت جهت میدی..، بفکر خودت هستی و دوست داری تموم تمرکزت روی یک مرد باشه و یک هدف داشته باشی.. دوست داری یه خونه بسازی که زیر سقف اون خونه تو ، همسرت و بچت قرار داشته باشین.
از اینجاست دلت میخواد مهم باشی و دیگران با تو با احترام رفتار کنن و بهت تکیه کنن. تو مثال خوشبختی باشی و یه زندگی دستت باشه که خودت مدیریتش کنی.
از اینجاست دلت میخواد قلبت و احساست مال یک نفر باشه و هر کاری کنی که اون و تو خوشبخت ترین باشین.
پس از همین روزا ارتباطات مجازی و بی ارزش رو قطع کن و به خودت ارزش بده ، به اندازه ی لیاقت هات ، به اندازه ی همه ی احساساتت.نگذار وقت پُر کن مردم باشی. عروسک دستشون....
از همین روزا به خواستگارایی فکر کن که واقعا بخاطر تو دنبالت اومدن و تو رو دوست داشتن، جنس دوست داشتنشون مجازی و الکی و فقط در سطح دوستی نبوده بلکه میخوان لحظاتشونو با تو برای همیشه شریک بشن و بمعنی واقعی در کنارت باشن.
از همین روزا خودت رو بساز و آماده ی یه دنیای جدید شو... آماده تمرکز روی یک آدم، آدمی که بتونه دوست و همراه و همسفر زندگیت باشه.
تنوع طلب وقتی باشی برای دیگران هم متنوعی و اونها به تو کمترین ارزش رو میدن. چیزی که واقعا لیاقت تو نیست. یه روسری رو کنار خیابون در نظر بگیر که دستفروش روی دستمال انداخته و همه سرشون میکنن.. حالا یه روسری رو پشت ویترین بهترین مغازه توی یه جای شیک در نظر بگیر که فروشنده بهت میگه خانوم اگر مطمئنی اینو میخوای تا از پشت ویترین در بیارم...
معیارتم واسه ی ازدواج(بلوغ فکری باشه، اینکه یه پسر با ایمان ، خوش خلق و پر تلاش باشه، خانواده دوست و با شخصیت باشه و خیلی خوبی های دیگه)








علاقه مندی ها (Bookmarks)