سلام دوستان،
ممنون میشم در این خصوص به من مشاوره بدهید . من قبلا داستانم رو نوشتم . حقیقت اینه که به مدت 6 ماهه که خواستگاری دارم 41 ساله . لیسانس مکانیک که کارمند هست. ایشون شهرستانی هستند ولی 20 ساله تنها زندگی میکنند تهران. یه خونه کوچیک هم کرج دارند. از لحاظ فرهنگی اجتماعی اقتصادی تحصیلی ظاهری به گفته خودشون هیچ تناسبی نیست. از کارگری در کارخانه شروع کردند و الان سرپرست تولید هستند. بعد از دو ماه آشنایی گفتند یه بیماری خاص خونی هم دارند که خب ژنتیکی هست ولی جدی نیست. راستش با وجود همه شرایط فقط به خاطر بیماری خاص که از ابتدا نگفتن من کمی سرد شدم ولی جواب منفی ندادم. به خاطر مسایلی مثل مهریه که من به شدت در ازدواج اول پشیمون بودن کلی بحث و جدل داشتیم. بعد از تحقیق از خانواده من و فهمیدن اوضاع مالی حاضر به قبول مهریه 313 هم شدن . ولی به شدت از دادن حق طلاق و کلا طلاق می ترسند. ایشون سابقه نامزدی داشته ولی ازدواج خیر. در خانواده یک خواهر و یک برادر مطلقه دارند.
مشاوری به من گفت با گفتن حق طلاق خواستن امتحان کنم ایشون رو. اول قبول کردن ولی بعد پشیمون شدن. الان ایشون از من تضمین پایداری زندگی میخوان .مثل بخشش کلیه اموال به خیریه در صورت درخواست طلاق من. من به شدت از تنها موندن می ترسم چون خودم تک دختر هستم و با پدر و مادر پیرم تنها. خواستگار مطلقه مثل خودم داشتم یا حتی مجرد ولی به مراتب از ایشون پایین تر بودن. شانس دیگه ای برای خودم متصور نیستم. حتی خود ایشون به من گفت صبر کنی خیلی بهتر از من پیدا میکنی ولی واقعا نبود. مواردی که معرفی میشن همه از زیبایی و امکاناتات و درآمد و شغل تعریف میکنن ولی کسی جلو نمیاد . کسانی که پا پیش میزارن همه شهرستانی و یا به وضوح دنبال پول هستند که البته مهم نیست برای من . ترس من این هست که ممکنه به خاطر نداشتن حق طلاق مورد آزار قرار بگیرم و بعد برای طلاق طلب پول کنند که از این دست زیاد دیدم. نقاط مثبت ایشون : بچه دوست . خانواده دوست . و مسولیت پذیری هست. نا گفته نماند که همون اوایل به دلیل نامعلوم رسما به پدرم تماس گرفتند و جواب منفی و انصراف دادن. بعد دو روز با التماس فراوان و خواهش برگشتن و تا الان چندین بار هم خودش و هم مادرش به خاطر این کار عذرخواهی کردند. سوال من این هست :
اصلا ازدواج با این شخص درسته ؟
گرفتن حق طلاق چقدر مهمه .؟