به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 24 خرداد 97 [ 01:03]
    تاریخ عضویت
    1396-12-21
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    427
    سطح
    8
    Points: 427, Level: 8
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 6 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر فراوان از دوستان به پاسخهای شما فکر کردم
    در ارتباط نکات
    masamasa

    بنده بی ادبی خودم رو قبول دارم،و هدفم جریحه دار کردن احساسات دیگران نیست...عنوان تاپیکم _مشکل کنونی منه_
    در ارتباط با لغت سیب زمینی:تصورم اینه که فردی که تعصب روی خانواده اش نداره اینطوری معرفی میشه هدف توهین کردن با انتساب القاب نبود و البته کاملا موافقم که وقتی درونم تیره میشه از القاب نامناسب استفاده میکنم و باعث تیرگی بیشترهم میشه...و من از توانایی همسرم در دفاع از برادر زاده اش که دختره در برابر برادرش دیدم که با چه توانایی و هیجانی اینکار رو انجام میده....در کوتاهی های خانواده اش در برابر عملکردشون برای زن داداشش میبینم چه انرژی میزاره...در دفاع از خواهرش و برای اینکه روابط زندگی خواهرش رو خوب نگه داره میبینم چطور سعی داره پدرش رو کنترل کنه تا با دامادشون رفتار مناسبی داشته باشه..و البته در سرپوش گذاشتن به رفتارهای نابهنجار مادرش
    چطور شد بمن که رسید اسمون تپید!!!
    اگر من رو خانواده خودش میدونست اجازه میداد کسی هتک حرمت کنه بمن؟ و حتی خودش!فقط نگاهش این شد که اونا خانواده پدری من هستن..و من در کنار اونا از درجه پایین تری برخوردارم///ایا این طرز تفکر صحیحی هست....وابستگی عاطفی معنای وادادگی عاطفی داره@ من با همسرم تو خواستگاری مطرح کردم نمیخوام زندگی تشکیل بدم که مرد با خانواده پدری خودش و زن هم با خانواده پدری خودش زندگی کنه...شرط کردم اولویت در زندگیش من هستم یا خانواده پدریش...گفته که من هستم...ولی تمام لحظات زندگیمون را قربانی احساس پنهان خودش کرد..میتونست بگه من ادمش نیستم رو من حساب باز نکن...نه اینکه منو بازی بده
    من سال اول زندگیم با خودم میگفتم همینکه خانمی با این همه عیب من حاضر شده با من زندگی کنه خیلی خانمه....و به خودم دلداری میدادم....من از عیوب و نواقصم تا حدی مطلعم...و منکر باقی عیوبی که ممکنست داشته باشم نیستم....الان بدنبال همدردی هستم تا اروم شم دوست داشتنی نیس با گفتن عیوبم..خواننده بگه با همچین مردی حقش همچین برخوردی بشه!
    برخی مسائل فطرتا ضامن بقا زندگیه..با تسویه حساب روی اونا نمیشه زندگی رو به گروکشی کشوند...اول ازدواج که رفتیم پیش مشاور توصیه کرد زندگی اکواریومی نداشته باشید که بقیه از مسائل داخلی زندگی شما اگاه باشن...حالا شما به هر دلیلی ناراحتی از همسرتون داشته باشید...
    من اثر سو بازگو کردن مشکلات زندگی رو دیدم...خانواده مقابل درصدی از خوبیهای طرف مقابل رو میبینند..با گفتن بدیها و بروز ناراحتیها کلا دیدشون نسبت به شخص عوض میشه ..حتی بعداز برطرف شدن مسئله..شخصی که وارد خانواده دیگری شده دیگه احترام سابق رو دریافت نمیکنه اصلا شان خانواده لطمه میخوره....
    ویرایش توسط سالم96 : شنبه 26 اسفند 96 در ساعت 05:12


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.