**شما قطعا دچار وسواس شدید ، (اسم کاربری شما هم نشان از ریز شدن و عمق نگاهی داره که دیگه تا حدی اش مزاحمه )
خودتون اشاره داشتید که اهل نرمش نشان دادن نیستید ، مزاحم نداشتید
اطرافیانتون که ارتباط میگیرن متشخص هستند و چندتای دیگه ، حالا همسر دوستتون یه نظری دادند دلیل نمیشه که اینهمه بهم بریزید .

اگر میخواهید از دوستتون علت مخالفت همسرش رو بدونید ، حداقل فعلا چیزی نپرسید ، چون الان عصبانی هستید به قول خودتون حالتون خوب نیست ،
الان احتمال میدید ایشون بددل باشه اینهمه درگیر شدید ، ممکنه یه چیزی بگن که کلا به خودتون شک کنید یا منزوی تر بشید .
اگر میخواهید بپرسید یه مدت بگذره بعد بپرسید .

** در مورد خواستگارتون ، خودتون میگید خانمها روراست تر از آقایان هستند ، شما هم قبول دارید کمی خوش خیالید ،
قطعا اگر بهشون پیشنهاد میدادید میگذاشتن روی حساب تمایل شما ،
نتیجه گیری اولیه تون خیلی درست بود ،
این رو هم بهش اضافه کنید که کمی واقع بین باشید ، بدبین نباشید ولی این سادگی توام با خوش قلبی زیاد که موجب خوش بینی که نه خوش خیالی شده تعدیل کنید .( همه چیزتون رو دایره ست و توقع دارید بقیه هم باشند و فکر میکنید همه هستند و اگر نباشند اذیت میشید)

** در مورد ایمیل و مجازی و..
وگفتید تا حالا مشکلی نداشتید ،
ببینید هرجا احساس کردید دارید با کسی دخترخاله میشید ، روابطتون جلو میره عمق میگیره جلوشو بگیرید ،
اگر احساس کردید دوست همکار پشت سرهم و زیاد بهتون پیام میده به بهانه درس و کلاس و کار و.. شما ادامه ندید ، و فکر نکنید خیلی دارید کمک میکنید ، حواستون باشه این وسط بین درس و جزوه و.. صحبت شخصی حتی درد دل ساده نکنید چون بعدا خودتون اذیت میشید .

* یه نکته کلی : ببینید شما همواره درست رفتار کنید و دیگه نگران بقیه اش نباشید ،
شما مسئول این نیستید که کی چی فکر میکنه ،
اگر واقعا همکلاسیتون که متشخصه و حد و حدود نگه میداره ملاحظه گر و رعایت میکنه ، مطلبی فایلی داره به دردتون میخوره چه اشکالی داره ازش بگیرید ،
این وسط یکی رو نمیکنه که ذهنش منحرفهخیلی ریاکاره متظاهره یا هرچی دیگه به خودش ربط داره .

ببینید من مدیری داشتم خیلی متدین و ملاحظه گر بودند ،
من از ایشون هیچ کلام اشتباهی نشنیدم چندین سال هم افتخار همکاری با ایشون رو داشتم ، حالام دورادور در ارتباطیم ،
دوستانم با ایشون و همسر محترمشون و چند تن دیگه کربلا رفته بودند،
دوستم تعریف میکردند ایشون خیلی شوخ (با دوستان آقایان )و انرژیک بود تیکه کلام بامزه و طنازی من خیلی تعجب کردم ،
در شرکت خیلی خانمها بخاطر خشک بودن ایشون ازشون بدشون میومد و شاید تنها کسانی که به این آدم ارادت داشتیم منو این دوستم بودیم ،
خلاصه اینکه این مدیر نمونه هربار زیارت میرفتن برای من و چند نفری پیام ارسال میکردن که مثلا در فلان مکان معنوی و مقدس نایب الزیاره هستم ،

حالا من این پیام ساده ایشون رو برای خودم تفسیر دیگه ای کنم که دلیل نمیشه این آدم اشتباه کرده ،
شما درست ترین رفتار رو داشته باشید ، با ذهن مریض مرضدارها کارتون نباشه .

** برای خواستگارتونم خوب طبیعیه دیگه اولش یکم مشخصات میدن یکم باب آشنایی رو باز میکنن بعدش میان میگن فلانی من هستم :) ناراحتی نداره که :)

نیت بنده خداهام که خیره ، چی بهتر از ازدواج ! زبانم لال نمیخوان که سواستفاده کنند .
شما اگر دیدی طولانی شد و حس طرف مقابل رو متوجه شدی اصلا اذیت نشو ،
دیدید سختتون هست ارتباط رو کم کنید دیگه بالاخره با یه سطحی از شناخت اون آقا باید بیاد حرف دلشو بزنه ،
اگه طولانی شد ادامه ندید ولی آشنایی اولیه چرا اشکال داشته باشه ،
مکان عمومی و محضر و.. هان ?! خودتون هم که خداروشکر بادرایت هستید و حواستون هست ، بقیه اش افکار مزاحم و خط خطیه الکیه .

موفق باشید .