ممنون آقا امید چقدر زیبا و کاربردی پست گذاشتین برام ممنونم

رها جان ممنون که برام نوشتی


دوستان ما مسافرت رفتیم طبق قرارمون با مامانم و خواهرم ولی همچنان با هم قهر بودیم و هستیم.من برگشتم به خونه اما همسرم اصلا طرفم نیومد و حرفی نزد و از روزی که خودم برگشتم من داخل حال می خوابم و همسرم داخل اتاق خوابمون.انگار نه انگار وقتی من با پای خودم برگشتم اونم یه قدنی برداره.مسافرت که رفتیم مامانم و خواهرم همش می گفتت یه جورایی آشتی کن تا سفر میریم بحثتون نشه.ولی من نمی تونستم بیشتر از این خودمو کوچیک کنم و به خانوادم گفتم من دیگه قدمی به سمتش برنمیدارم بذار اونم یکم نگران سردی رابطمون بشه.در مسافرت بارها سعی کرد با کاراش من رو عصبی کنه اما اصلا به روی خودم نیاوردم. و اعتنایی نکردم به کارهاش و فقط روی خوش بودن و شاد بودن تمرکز کردم.می رفتیم مجتمع خرید به مامانم می گفت مونا چیزی خواست بهم بگین حساب کنم و کارتشو میداد مامانم بهم بده.منم خریدامو می کردم و استفاده می کردم شاید باورتون نشه با اینکه قهر بودیم خیلی هم بهم خوش گذشت.جالب اینجاست با وجود اختلافاتی که وجود داشت خانوادم توی مسافرت اصلا به روش نمی آوردن و طبیعی برخورد می کردن.
از وقتی برگشتیم هنوزم قهریم .طوری که معلومه اصلا حاضر نیست قدمی برداره و بازم منتظره من برم سمتش.