آقای ammin بسیار سپاسگزارم برای راهنمایی دقیق و کاملی که داشتید.

افسردگی خفیفی دارم که حدود دو ماه هست بعد از یک دوره آی وی اف نا موفق دچارش شده ام . تقریبا کنترل شده بود ولی در ایام نوروز بخاطر تنش هایی که بین من و همسرم بود بیشتر شد و این اتفاق در مورد پدرم دیگه خیلی سنگین بود و من هم سطح انرژی و رو حیه ام خیلی پایین بود چون در این دوماه اخیر مشکلات نازایی و درمان های پیاپی و ناموفق و مشکلاتی که خانواده همسرم بوجود آوردند و اختلافاتم با همسرم با عث تضعیف قدرت روحی من شده و الان هم این مشکلی که با پدرم بوجود امده دیگر توانی برام باقی نگذاشته.

در این تاپیک میخواهم تمرکزم برای رایطه ام با پدرم باشه. در مورد پدرم احساس مبهمی دارم . یک چیزی مثل از دست دادن یک عزیز. انگار این فردی که الان میبینم و صداش رو میشنوم پدر من نیست . پدر من فرد دیگری بود با خصوصیات و شخصیت متفاوت. این فرد پدر من نیست. احساس میکنم پدرم رفته و دیگه هیچ وقت برنمیگرده. این فرد پدر من نیست . من این ادم رو نمیشناسم. پدر من جور دیگری بود.

اصلا دوست ندارم ببینمش یا باهاش روبرو بشنوم. خشم عمیقی دارم . و ناراحتی از ته دل دارم .

این احساسات من با عقل و منطق تناسب نداره ولی نمیتونم تغییرش بدم.

به کسی چیزی در این مورد نگفتم و نخواهم گفت. در مورد آبرو داری و ... خداروشکر موردی پیش نیومد و تقریبا اوضاع اروم هست. در مورد مسایل مالی هم شنبه سند خونه رو به نام مادرم انتقال میدن و یک نوع امنیتی بوجود میاد. ولی من از لحاظ روحی به هم ریخته ام. شاید اگر فقط همین مشکل بود اینقدر ضعیف نبودم. ولی مشکلات دیگری هم دارم که در فاصله زمانی کوتاه پشت سر هم هجوم اوردند و الان بسیار احساس ناتوانی میکنم.

مشاوره حضوری می رم و اولین جلسه برای سال جدید روز شنبه هست. ولی تصمیم دارم در مورد موضوع پدرم صحبت نکنم.

این تاپیک تنها جایی هست که میتونم درمورد این مسیله صحبت کنم.

آیا به نظرتون این احساسات ازاردهنده ای که در حال حاضر درمورد پدرم دارم در آینده تخفیف پیدا میکنه؟ و من چه کاری باید بکنم که خودم ارومتر باشم . جمعه ها به منزل پدرم می روم البته تنها و بدون همسرم. نمیدونم فردا چه کنم. آیا خونه پدرم برم یا نه؟ خودم به هیچ وجه تمایل ندارم با پدرم رو دررو بشم. و اصلا دوست ندارم بروم . به نظر تون کار درست چی هست؟
آیا باید احساساتم و تمایل درونی ام رو نادیده بگیرم و به منزل پدرم بروم؟ اگر نخواستم برم و مادرم اصرار کرد و یا ناراحت شد چه باید بکنم؟