سلام آقا امیر
درمورد گریه والا تقریبا آخر عروسی اکثر خانوما یهو انگار باورشون میشه از خانواده دارن جدا میشن و دلتنگ میشن، خود من آخر عروسی وقتی دیدم واسه همیشه دارم از خونه بابام میرم صورت بابامو که نگاه کردم زدم زیر گریه بااینکه همسرم از قبل کلی نگران بود که گریه نکنم.
اونشب همسرم فقط آرومم کرد بهم گفت هیچوقت نترس و نگران نباش فک نکن من الان فامیل و خانواده دور و برم هستن تو تنهایی الان مادوتا همدیگه رو داریم تاپای جونم مراقبتم و تمام تلاشم خوشبختی و آرامشته هیچوقت نمیذارم احساس کنی اگه از خونوادت دوری حامی نداری ازالان تاهمیشه مثل کوه پشتتم.
چرا میخواین جلوشو بگیرید گریه نکنه؟ گریه خیلی طبیعیه مثل اینه بخواین جلوشو بگیرین نخنده!!!باید به این آرامش برسه که همه احساساشو جلوتون پنهان نکنه شما فقط لازمه همراهیش کنید گریه ایشون از این نیست که شما نتونستید کاری کنیدوقتی گریه شو به عنوان یه حس طبیعی بپذیرید بدون عصبانیت راحت میتونید آرومش کنید.
البته امیدوارم خانمتون گریه نکنه اما اگه احیانا اتفاق افتاد بغلش کنید ببوسیدش شبیه حرفای بالا رو بهش بگید و شده حتی سکوت کنید و بگید من پیشتم و گریه ات برام سختترین چیز دنیاس تمام سعیمو میکنم نذارم اشکت بیاد.
اینم یه سری متن عاشقانه
*همیشه با من بمان هیچکس عاشقانه تر از من، نمیتواندتو را بسراید تو در تمام لحظههایم تکرار میشوی اما؛هیچگاه تکراری نمیشوی
*عشق یعنی داشتن تو
گرفتن دستات
نگاه کردن توی چشمات ونفس کشیدن کنارت…
*دوستت دارم به حدی که برای تمـام لحظه هایت فرشی از عشـق پهن میکنم تا تـــو عاشقانه قدم بزنی و من عاشقانه نگاهت را بدزدم
*لمس نفسهایت
ضربان قلبــم را
به شمارہ می اندازد
تـــــو
آرام آرام نفس بکش
مـــــــڹ
لحظه به لحظه دیوانه ات می شوم








علاقه مندی ها (Bookmarks)