سلام خانم پاییزه.
سلام
اینم سوالات من:
اهل زیاد نصیحت کردن احتمالا نیستین ولی اگر بخواهین فرزندتون رو نصیحت کنین چی میگین؟ شوهرتون رو چی؟ مردم کشور رو چی؟ سیاستمداران کشور رو چی؟
به فرزندم میگم احترام گذاشتن وگذشت کردن رودر راس همه چی قراربده،به همسرم میگم قدرت درک وتعاملت روبالاببر خودبه خود خیلی چیزها درست میشه،به مردم میگم هوای همدیگه روبیشترداشته باشین وباانصاف باشید ،به سیاستمدارها میگم یک مقدارازاین سیاستتون درجهت کارخودتون هم اعمال کنید بدنیست!!
تا بحال شده احساستون نسبت به یک نفر از نفرت به علاقه شدید و یا حتی عشق تبدیل بشه؟ برعکسش چی؟(البته احتمال اتفاق افتادن برعکسش رو شخصا برای همه آدمها قریب به یقین میدونم)
هردو پیش اومده اما تااین حدشدید!مثلا بوده کسی روواسش احترام قائل بودم که کارهایی کرد که دیگه واسم نه تنها محترم نیست بلکه بادیدنش حالمم بدمیشه.ویابه کسی احساسی نداشتم یامهم نبوده واسم اماوقتی باهاش ارتباط برقرارکردم وازش خوشم اومد
آیا هنری وجود داره که حالتون رو در اکثر مواقع بهتر کنه؟ چه هنری؟ هنرمند مورد علاقتون در اون هنر؟
نه هنرخاصی ندارم.البته کتاب وموسیقی حالموبهترمیکنه
هیچ وقت وسوسه شدین یه تغییر خیلی بزرگ در زندگیتون ایجاد کنین؟(چه عملی کرده باشین چه نکرده باشین) مثلا گیاهخوار شدن یا کنار گذاشتن یا در پیش گرفتن یکی از مناسک مذهبی مثل نماز و ...؟ چی شد؟ به وسوسه تون عمل کردین؟
بله شده مثلا تصمیم گرفتم که زبان انگلیسی روبیشترتمرین کنم وهدفم هم مترجم شدنه وازیک سال پیش درحال خوندن زبان هستم که تقریبا چهارماهه به صورت حرفه ای اینکارومیکنم.البته خودآموز وتوی خونه درس میخونم.موارددیگه ای هم بوده که محقق نشده مثلا نقل مکان کردن ویاچیزهای دیگه...
کدوم رفتار همسرتون بیشتر دلتون رو شکسته؟
محدودیت بیش ازحدش که الان کمی بهترشده
زندگی زناشوییتون چقدر با اون ایده الی که قبل از ازدواج در ذهنتون بوده منطبقه؟ "اختلافی" که واقعیت فعلی زندگیتون با اون ایده ال داره بیشتر تقصیر شما بوده یا همسرتون یا خانواده ها یا شرایط روزگار؟
خیلی تفاوت داره.البته اون تصورهم خیلی آرمانی بود امااختلافش زیاده.مقصر انتخاب بدون فکر بود وبعدش هم نداشتن مهارت هردومون
اگر اشتباه نکنم تا اونجا که یادمه شوهرتون اوایل ازدواج دست بزن بسیار فجیعی داشت. (امیدوارم که اون اتفاقات در این سالهای اخیر دیگه تکرار نشده باشه) سوالم اینه که چه چیزی در همسرتون می دیدین که با چنین رفتاری به فکر جدایی ازش نیفتادین(چیزی که برای من شخصا بسیار عجیب بود)؟
بله اینجوربود که الان دیگه نیست.نمیدونم خب سخت بودواسم قبول کنم اشتباه کردم.به فکرجدایی هم بودم که اینجاتوی تالاربارهنمایی ها منصرف شدم
توی روحیه ام نیست رفتن ودرجا زدن.جنگیدن روبیشتردوست دارم وتقریبا الان راضی ام ازموندنم.
به عنوان یه اهواز نشین یه شناخت کلی در این شش سال حضورم در این شهر از مردمش بدست آوردم و اون اینکه خیلی قومیت گرایی در بین مردمش پررنگه. امیدوارم صادقانه بفرمایید که شما چقدر قومیت گرا هستین؟ شده به علت قومیت، کسی رو پیش از برخورد و آشنایی قضاوت کنین؟ به نظر شما دلیل این همه اختلافات بین قومیتها در اهواز چیه؟ چرا معمولا انقدر عربها و بختیاریها و شوشتری دزفولیها از هم متنفرن؟
چه شناخت خوبی دارین!!پس اینجاهستین حواسم باشه یه وقت لو نرم!!
به شخصه اصلا قومیت گرانیستم چون توی هرقومی خوب وبدهست وبه شخصه اینوبارها تجربه کردم وتاحالا هیچگونه قضاوتی ازقبل نداشتم.دوستان صمیمی من هم قوم من نیستن وبسیاربسیارباهم خوب وگرم بودیم وبااحترام خاصی.
این مشکل ریشه ای هستش وازابتدا آجر روکج گذاشتن!!تعصب بیجا وهمچنین بی احترامی هایی که برخی ها انجام میدن این اختلاف روتشدید میکنه
از اختیاراتی که شوهرتون بهتون در زندگی میده راضی هستین؟ مثلا در حال حاضر اجازه خروج تنها از منزل رو دارین؟ اجازه قطع ارتباط با بعضی از بستگانش رو دارین؟ اجازه ادامه تحصیل رو دارین؟ (این رو اگر دوست داشتین پاسخ ندین، آیا حدسم درسته که همسرتون عرب هست و خودتون بختیاری؟)
این سوال خیلی شخصی شد وازاونجا که شماهم درهمین نزدیکی هستین معذورم ازپاسخ
البته که بچه های تالارمیدونن ازاختیاراتی که دارم ناراضی هستم.تنها بله اجازه دارم برم اما نه هرجا.من چهارسال دانشگاه روتنها میرفتم وبعضی وقتها هم باخودهمسرم.البته سخت گیرهستن امابابعضی جاها مشکل ندارن،بله اجازه ادامه تحصیل دارم اماخب خودم نمیخونم حتی اجازه کارکردن هم دارم البته تدی محیطی که همسرم راضی باشه اما بازهم خودم نمیخوام ودنبالش یه مدت رفتم وبیخیال شدم.فقط وفقط به خاطربچه ام.اون واسم اولویت اوله
از درامد شوهرتون راضی هستین؟ از اینکه در منزل پدریش زندگی میکنین راضی هستین؟ دوست داشتین ازشون فاصله بیشتری داشتین؟
بله خداروشکرراضی ام.کلا قانع ام. بله شدیدا دوست دارم ازشون فاصله بگیرم تاچندوقت پیش همسرم حتی بهش فکرنمیکرد اماالان راضی شده وفقط باید شرایطش محیا بشه
یه سوال آسون: کیانپارس یا زیتون کارمندی یا کوروش یا باهنر یا پادادشهر یا گلستان یا امانیه؟ به کسی که از یه شهر دیگه بخواد بیاد در اهواز ساکن بشه کدوم محله رو برای سکونت پیشنهاد میکنین؟ چرا؟
بدون شک امانیه،چون فوق العاده اون منطقه رودوست دارم.بافت خیابونها وساختمونهاش روخیلی میپسندم.کیانپارس وزیتون روپیشنهادنمیدم چون دوست ندارم بااینکه همه خودشون رومیکشن واسه اونجا
گلستان وپاداد هم خوبه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)