سلام.
چاره ی کار شما میدونید چیه؟ اینه که اینقدر بی رحمانه درمورد همسرتون فکر نکنید.
مغزش تعطیل میشه و فلان یعنی چی؟
درمورد سیاست، والله این چیزی که گفتین بیشتر به نظر من یکجور مظلومیت مادرانه بود. نمیدونم شاید من مثال شما رو درک نکردم، شاید چون این خجالت مادر خودم رو دیدم که روش نمیشه بره خونه ی بقیه، حتی اگه خیلی دلش تنگ بشه، بخاطر همین گاهی وقتا یه سری سیگنال هایی میده که ما بفهمیم و... آیا اینطوریه؟ کمی مهربانانه تر فکر کنید و ببینید آیا همچین قضیه ای هست؟ چون مثلا درمورد مادر من این قضیه بخاطر کمرویی و عذاب وجدان اینه که یه وقت زحمتی به ما نده.
چقدر بعضی از رفتار خانم شما شبیه منه... مثلا منم وقتی از کاری راضی نیستم همینجوری میشم. از اطرافیان نظر میخوام که آیا واقعا به همین بدی که خودم فکر میکنم هست؟ خودم همیشه وقتی مخاطب اینجور پرسش ها هستم هرگز دلم نمیاد طرف مقابل رو نگران تر کنم... طبعا خودم هم شاید با این پرسش فقط میخوام طرف مقابل خیالم رو راحت بکنه. (که میدونم اشتباهه ولی اون لحظه فقط میخوام یکی تاییدم بکنه) چرا اینجوری هستم؟ به نظر خودم بخاطر کمبود اعتماد به نفسه. کمی هم اضطراب و وسواسی که درمورد رفتارم با بقیه دارم. اینکه میخوام مطمئن بشم شوهرم ازم راضیه. تو دلش منو بی عرضه، دست و پاچلفتی و... نمیدونه. نمیگم خانم شما هم اینطوریه. فقط یه احتماله.
درمورد خرید کردن هم بعضی چیزایی که تعریف کردین رو منم دارم. یکی از آزاردهنده ترین رفتارهایی که شوهرم داره اینه که یکجوری برخورد میکنه انگار همه میخوان سر ما کلاه بذارن. انگار من یک احمقی هستم با کارت پر از پول که همه راحت میتونن همچی رو باهام دولاپهنا حساب کنن. نیاز دارم وقتی با ذوق خریدامو نشون همسرم میدم یک تعریفی چیزی ازش بشنوم، ولی بجاش مرتب درمورد قیمت و فلان میپرسه و چقدر گرون خریدی و فلان چیز ارزون تره... این رفتار هرگز از ذهن من پاک نمیشه، من یکی که به پنهان کاری رو آوردم.
میگید کارت رو دادین دست همسرتون که مدیریت کنه. نکنید لطفا... بذارید نگرانی های مالی برای خودتون بمونه، این فداکاری رو برای زندگیتون انجام بدین.
درمورد رابطه، چرا یکجوری میگید انگار در دوتا جبهه ی مخالف هستید؟ انگار یک نفر سرویس میده اون یکی استفاده میکنه و برعکس؟ چرا انگار لذت بردن رو نوبتیش کردین؟ اینکه حوصله ندارید لذت بردن خانم رو تحمل کنید و انگار اون رو یکجور خودخواهی میدونید، یا برمیگرده به دوست نداشتن خانم یا نداشتن آموزش کافی. اینکه میگید وقتی شما سرحالید میخواد لذت ببره، چه اشکالی داره؟ شاید بعداز مدت ها منتظر رابطه ایه که بتونه کمی به قول شما سرخوش باشه. چون میدونه اون لحظه شاید بعداز مدت ها شما حالتون خوبه و براش وقت میذارید. پس انتظار دارین کی نیازهاش برطرف بشه؟ درمقابل اگه ناراحت باشید میخواد کاری کنه شما خوشحال بشید. به نظر من این رفتارش رو خیلی بی رحمانه تفسیر میکنید.
درکل قضاوتتون درمورد همسرتون بی رحمانه و خالی از عشق و علاقه ست. مشکل ریشه ای شما همینه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)