به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 67

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 28 مهر 97 [ 03:27]
    تاریخ عضویت
    1394-7-04
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    4,003
    سطح
    40
    Points: 4,003, Level: 40
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 58 در 44 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام به همگی
    سحر جان واقعا ازت ممنونم عزیزم
    دیدگاهت ،طرز فکرت و دیدت خیلی منو تحت تاثیر قرار میده ترس منو خیلی کمتر میکنه
    من دیگه حاضر نیستم به اون زندگی برگردم همسرم پیام داده بود که واسه میلاد امام زمان واسم نذری بیار و عکست رو بفرست دلتنگتم من نمیدونم انگار اصلا منو جدی نگرفته یا اینکه سرش گرمه زن های دیگس که مطمئنم هست چون راحت چند روزی ازش خبر نمیشه و دوباره میاد سراغم
    شما درست میگی اینجا هر چی باشه خونه پدرمه ارامش دارم،کسی کار به کارم نداره،پدرم نمیتونه بهم زور بگه ووادارم کنه مطتبق میلش باشم و کلا اینجا بهتر از اونجا موندنه حرفای پدرم خیلی اذیتم میکردن تا اینکه دیشب جوابشو دادم و بش گفتم تو که انقدر اونو تایید میکنی و منو توبیخ تو که میگی من زن زندگی نیستم و همش قهرم وناسازگارم و.....خب خودت برو باهاش زندگی کن چرا نمیری؟شاید تو بتونی تحقی و توهین و اعتیاد و زن بازی و...رو تحمل کنی و واست این چیزا از جانب یه مرد عادی باشه و بگی همه مشکل دارن همه همینجورن ولی من نمیتونم پدر من بیستر از اینم بهم فشار نیار و انقدر تحت فشار نزارم و ازارم نده من که حمایتت رو ندارم لااقل بزار کار خودمو بکنم گفت تو بچه ای و عجولانه داری تصمیم میگیری و نمیدونی از زندگی چی میخوای گفتم اتفاقا یچیز رو خوب میدونم اینکه دلم یه زندگی سالم و پر از عشق و احترام و صداقت و وفاداری میخواد کنار یه مرد باشخصیت و فهمیده نه کسی که از زندگی فقط همخوابیش رو یاد گرفته وبعدش دیگه هی اون ناامیدم میکرد که باید بدیم همچین کسی واست بسازن یاتهش یه مرد طلاق داده یا زن مرده میگیرتت و...گفتم نخیر اینجورا هم نیست دورش فرق کرده بعدشم اصلا گیرم ازدواج نکنم تنها میمونم بهتر از باخفت زندگی کردنه بعدش دیگه سکوت کرد و الانم باش حرف نمیزنم کلا
    سحر جان راستش تا کم میارم میام تاپیک های امیدوارکننده رو میخونم و اروم میشم تنها همدم و رفیق تنهایی هام شده خدا و واقعاااا هم همه جوره کنارمه و خیلی بش نزدیکم و میدونم زمینه طلاقم رو خودش داره فراهم میکنه و هر چی بصلاحمه همون میشه
    اما گاهی واقعا یهو همین حرفا پدرم تو ذهنم میان و از تنهایی میترسم بعد اطرافیانمو میبینم دوباره اروم میشم اخه مامانم میگه همیشه از بچگی از تنهایی میترسیدی
    گاهی میگم بااین شرایط خانوادگی که خواهرم جداشده و پدر و برادرم اینجورن کسی میمونه با من؟؟بعد دوباره یادم میاد که مثلا یه دختر عمو دارم که حدود دوسال با پسرعموم نامزد کرد و عشق به اون کورش کرد طوریکه تو این دوسال همه مدت پیش اون و تو خونشون بود و تهشم پسره و خانوادش انداختنش بیرون عموم هم یه ادم کتک زن و معتاد بود خواهربزرگشم طلاق گرفته بود و تو خونه بود دخترعموم دچار افسردگی شدید شد چون حتی دختریش رو از دست داد بعدشم عموم هرچی به پسره گفت بیا لااقل عقدش کن و طلاقش بده بدونن زنت بوده گفت نه و این مومد و یه اسم روش و ابدوش که رفته بود ولی بعد دیدمش سر کار میرفت و ورزش میکردو خوب شده بود و الانم بعد ۴سال با یه شخص بهتر که خیلی ازش راضیه و خوشبخته ازدواج کرده و زندگی خوبیم داره تازه اون شرایطش خیلی بدتر من بود
    گاهی هم میگم فوقش اینه هیچوقت ازدواج نمیکنی دیگه ولی اینجور به این زندگی جهنمی ادامه نده
    کارای همسرم که یادم میان ازش متنفرمیشم منکرش نیستم دلتنگش میشم ته دلم دوسش دارم اما دیگه نمیخوام بااحساسم تصمیم بگیرم میخوام یکبار تو زندگیم تصمیم درست بگیرم و حس میکنم تصمیم کاملا درسته و بخودم مطمئنم
    گاهی میرم فیلما و عکسارو میبینم و گریه میکنم و هر کاریم میکنم دلم نمیاد پاکشون کنم که راحتتر باشم

    البته الان خیلی بهترم خیلییی فقط مشکلم مادیه بیشتر و پدرم که گاهی باعث میشه بحثام با پدرم و دلم که میشکنه از حرفای سنگینش و فکر خرابش باعث بشه به اون فک کنم ولی دوباره بخودم میام و میگم نه اونم دست کمی از این نداره این بالاخره میدونی پدرته و امید به اینده داری که بری از اینجا ولی بااون تا اخر عمر باید بسوزی و خودمو راضی میکنم....وگرنه مشکلی ندارم و خیلی راحتم و ارامش دارم
    خداروشکر
    برام خیلی دعا کنیدمن بازم از شما و باقی دوستلی گل این سایت که انقدر دلسوزانه و دوستانه راهنمایی میکنن و همراهیم میکنین ممنونم امیدوارم بهترین ها هر روز براتون اتفاق بیفته

  2. 2 کاربر از پست مفید روناک محمدی تشکرکرده اند .

    sahar.66 (شنبه 15 اردیبهشت 97), tavalode arezoo (شنبه 15 اردیبهشت 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 11:37
  2. چطور بدون قهر کردن، اعتراضم را به همسرم اعلام کنم؟
    توسط هستی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: جمعه 23 دی 90, 00:08
  3. اعتراف به خیانت
    توسط dorsa65 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 48
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 مرداد 90, 11:43
  4. اعتراض به قوانین تالار
    توسط ashnayedirooz در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 29 دی 89, 12:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.