سلام بر شما
ممنونم از پاسختون
1- ما 6 فرزند هستیم ولی زیاد با هم صمیمی نیستیم. مشکلی نداریم با هم اما رفیق هم نیستیم . روابط توی خونواده ما کاملا رسمی هست
2- خیلی کم و محدود. من تنها دوست و رفیقم تا زمان آشنایی با مسعود خود مسعود بود و این باعث شد خیلی دوسش داشته باشم و بهش وابسته بشم.
3- من 27 سالمه
4- بله فکر کردم. اما احساس میکنم بدن بدشکلی دارم و همین طور حس میکنم از نظر جنسی نسبت به جنس مخالف سرد هستم و برای همین بهتره فعلا ازدواج نکنم
5- گوشه گیری من به خاطر خیلی مسايل بوده. مثلا یکیش این بوده که من از بچگی توی جمع دوستانه نبودم و طبعا مهارت هایی رو هم یاد نگرفتم و قبلا همیشه توسط بقیه پسر ها ترد میشدم . گوشه گیری من دلایل زیادی داشت. یکی دیگش هم این بود که به خاطر اینکه هیچوقت (تا قبلا) سراغ ورزش نرفته بودم از نظر جسمی ضعیف بودم و دائما احساس ضعف میکردم. وقتی بهم میگفتن بیا والیبال یا فوتبال (یا هر ورزش دیگه ای)‌داشته باشم من میرفتم ولی وقتی هیچی بلد نبودم همه بهم میخندیدن و دائما این بازخورد بهم داده میشد که یک فرد ضعیف و بدبخت هستم و دائما تحقیر میشدم. الان اما داره همه چیز تغییر میکنه. دو ورزش رو شروع کردم و میخوام به صورت حرفه ای ادامه بدم . دوستان خوبی پیدا کردم و الان حس تنهایی نمیکنم.
اما به خاطر مسعود خودم خودم رو از جمع ترد کردم و توی شرکت شرایط خوبی ندارم. حس تنهایی مطلق میکنم .


نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
سلام بشما


لطفا سؤالاتمو پاسخ بدین؛


۱. شما چند فرزندین؟ رابطتتون چطوره؟
۲. قبل از آقا مسعود دوست دیگری داشتین؟ یا مثلا گروه دوستان؟
۳. چند سالتونه؟
۴. تابحال به ازدواج فکر کردین؟توضیح بدین
۵. چرا قبلا گوشه گیر یا افسرده بودین؟