سلام ممنون از پاسختون
درباره ی تک تک سوالات با شماره که توضیح دادین من شماره میزنم و پاسخ میدم.
۱. خب شما از حالت رسمی درش بیارین! میتونین انس بیشتری با خویشان خودتون داشته باشین. یکی از عللی که افراد وابستگی زیاد به دوست پیدا میکنن روابطسچ سرد درون خونس. شما میتونین با ارتباط برقرار کردن، ایجاد یک فضای صمیمی و شاد و هرزگاهی هدیه دادن و ...تفریح رفتن با اونها این ارتباطو قویتر کنین.
۲. پاسخ ۲ در شماره ۵
۴. چرا فکر میکنین بدن بدشکلی دارین؟ آیا این ناشی از اعتماد بنفس پایین شما نیست؟ هر آدمی که ازدواج میکنه خوشگل و خوش استایل نیست! ازدواج پسندیدن و بدل نشستنه، انتخابی با معیارهای ارزشمنده. باقیش مثل تزئین روی کیک میمونه. یعنی مهم خود کیک هست.
برای زندگی مشترک مردمی که بدنبال ازدواج هوشمندانه باشن هیچ وقت اولیتشون رو ظاهر یا مسایل مالی نمیگذارن. نه که مهم نباشه ولی اولویت های اول نیست. از طرفی زشت یا نافرمی بدن به خودی خود وجود خارجی نداره.. این ماییم که برای بدن خودمون یا دیگری یا صورت هامون صفاتی رو انتخاب میکنیم. چاق ، لاغر، زشت، زیبا.
ممکنه شخصی به نظر من زیبا باشه اما بنظر شما اصلا اینطور نباشه .. پس دید هر کسی متفاوته وقتی اینو به دیگران تلقین کنین پاسخ خوبی نمیگیرن. پس اعتماد بنفس بسیار مهه.
فرمودین از نظر جنسی سرد هستین ، آیا به این علت به پزشک مراجعه کردین؟ یعنی نیاز جنسی در شما پایین هست ؟
۵. این خیلی خوبه ورزش میکنین ... ما بواسطه هنر ، ورزش و ... به دوستان جدید معرفی میشیم و همچنین مهارت ها و سرگرمی هامون افزایش پیدا میکنن.
ببینین کل خوشحالی های خودتون رو روی یک شی ء یا انسان نگذارین. یکی همه ی عشقش ماشینشه.. وقتی ماشینش نقص میکنه خیلی کلافه میشه یا همه ی عشقش فوتباله و ... یکی همه ی زندگیش یه آدمه و اون آدم وقتی خطا میکنه احساس تنهایی، غم و عصبانیت میکنه.
مسعود کار خاصی انجام نمیده اونم یکی مثل بقیه هست اما یک حد تعریف شده برای پذیرش محبت و توجه داره. وقتی شما از اون حد فراتر میرین و بهش توجه میکنین ایشون ظرفیت اینهه محبت رو نداره و عکس العملی میبینین که توقعشو ندارین.
اینکه در جمع حضور پیدا نمیکنین یعنی من حساسم ، من ناراحت شدم ... این خوب نیست. اجازه بدین مسعود زندگی ودشو رو داشته باشه و شما هم اونو به حد یک دوست معمولی قبول داشته باشین. اینو یادتون باشه از دیگران هیچ وقت توقع نداشته باشین و هر کسی رو در نقش خودش بپذیرین.
یک دوست نمیتونه برای شما تمام نقش ها رو بازی کنه و وقتی همه چیز رو در یک نفر جستجو میکنین همین میشه.
احساسات و عواطف ما تنها به یک نفر و یک نقش برنمیگرده ... من بخشی از عواطف رو باید از طریق پدر و مادر دریافت کنم/ بخشی رو خواهر و برادرانم/ بخشی همسر و بخشی دوستان و در آینده حتی فرزند
وقتی این ها در جای خودشون قرار میدین میبینین که مسعود و محبت و توجهش خیلی کم رنگ میشه. دیگر آنقدرها هم اهمیتی نداره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)