سلام به همگی
سحر جان بازم ازت ممنونم بابت قوت قلبت این چند وقت درگیر بودم
خداروشکر پروندم داره رکند خوبی رو طی میکنه و طلاقمم غیابی گرفته میشه ،همسرم با دامادمون کنتاک پیدا کرده و علیهش شکایت تنظیم کرده و وکیل گرفته میگه اون و خواهرت زندگیمونو بهم زدن بهت خط دادن و فراریت دادن و....نمیدونم چقدر تاثیر داره یا راست میگه یا دروغ ولی امروز صبح گفت شکایت کردم منم گفتم هر جور خودت میدونی
شوهر خواهرم ادم خاله زنکیه همش تو حرف بردن و اوردنه و کلا با همسر من از اولش میونه خوبی نداشتن ولی این اواخر باهم خوب شده بودن نگو که دامادمون داشته پرش میکرده و تحرکیش میکرده که همسرم این حرفارو زده خیلی جا خوردم و تو شوکم ولی بااینم کنار میام
پدرمم همچنان مخالف ولی من اکثر وقتم تو اتاقمم یا میرم خونه خواهرم که اونم جدا شده و بهتون گفته بودم جریانش رو خیلی راحتم اونجا روحیم عوض میشه
من از وکیلم پرسیدم گفت شکایتش رو قاضی رد میکنه نگران نباش این جریان بین خودشون دوتاس ولشون کن
دیشب ساعت ۳شب رفته دم خونه خواهرم ولی زنگ رو نزده و برگشته میگه زورم اومده که انقدر پست فطرته و دو رو ،حقم با همسرمه کاملا اما مقصر خودشه چون خودش باش قاطی شد و بهش رو داد که بخواد درباره خانوادمو خواهرا و حتی من حرفی بزنه بهشم گفتم خودت کردی الانم بخودت مربوطه ارامش من و خانوادمو بهم نزن بخودتون مربوطه هر کار میکنی بکن
وهمچنان پیگیر کار هستم و فرم پر میکنم ولی نشده هنوز اما امیدم خیلی زیاده و یروز میام و میگم من سر یه کار خیلی خوب رفتم مطمئنم میشه چون خدارو دارم
الان ارومم و حسم خوبه کمتر دلتنگ میشم و بهم میریزم
فقط گاهی خاطرات اذیتم میکنن که اونم طبیعیه و درست میشه
خبرهای این مدت این چیزا بودن و خوشبختانه چیز بدی نبود
برام خیلی دعا کنید دوستان








علاقه مندی ها (Bookmarks)