نقل قول نوشته اصلی توسط sahar.66 نمایش پست ها
سلام بشما

همسرتون بیماری خاصی ندارن؟ ممکنه به دلیل بیماری انقدر بی انرژی هستن. آیا برای چکاپ مراجعه کردین؟
همسرتون میپذیرین با مشاوره صحبت کنن ؟

همسرم پدرشونو که خیلی به هم وابسته بودن رو زود از دست دادن و از اون موقع به بعد قرص آسنترا میخورن...درکل دیدشون به زندگی کوتاهه البته یکم خسیسم هست مثلا هرچی میخام بخرم بعد از کلی توضیح که میدم راجب الزام این خرید موقع خرید میگه اون چیزی که من میگم باید بخری...اصلا عصبیم میکنه...بله غلظت خون داره ولی دلیلش این نیست کلا دوس داره ساده و بدون هزینه زندگی کنه

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط omid12 نمایش پست ها
سلام
شاید مهار موفق نباش رو دارن
قبل از اینکه از کارهای کوچیک شروع کنند و قرار داد اسمارت بنویسند
لازم تصور کنند
من اسمشو میزارم تصور درمانی
تصور کنن که صبح های زود از خواب پا میشن یک نون تازه میگیرند با هم صبحانه میخورید بعدش میرن سر کار
از قضا بخاطر تبلیغات خوب انقدر مشتری هم دارند
حدیث داریم تفعلو بالخیر تجدوه
بعد چند وقت صبح های زود از خواب بیدار شن حتی اگر نرفتن سر کار
بعدش نان اوردن اضافه کنن و تبلیغات
بعدش شروع کنن به رفتن مغازه

انشاالله که هر چی خیر پیش بیاد
من هربار گفتم بیا مثلا صبحانه باهم بخوریم گفت حالت خوب نیستا کی حوصله داره...ایشون فک میکنن فقط خودش بلده...فقط اون میدونه درست و غلط چیه ...حرف هیچکسو قبول نداره...فقط و فقط اون چیزی که خودش دوس داره انجام میده

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Telegramid_TrueMotion نمایش پست ها
چرا همسرش شدی؟ به چه علت؟ چه ویژگی مثبتی توش بود؟
طبق شناختی که از اصالت خانواده ش داشتم...تحصیلاتش خوب بود...پسر سالمی بود ...واینکه از لحاظ فرهنگی با خونواده من همپوشانی داشت...واز نظر اقتصادی در ظاهر خیلی خوب بودن حتی دوره نامزدی و عقد خیلی برای من هزینه میکرد اما بعد عروسی خسیس شد...تنبل شد ...میگفت تو خودت حقوق داری من چرا به تو پول بدم من کاری به هزینه های تو ندارم و اونجا بود که اختلافات ما شروع شد...الان ۶ ماهه منو برای خریدن ۴تا لیوان معطل کرده...نمیخره...بهونه میاره ....