نقل قول نوشته اصلی توسط razieh181 نمایش پست ها
دوست عزیزم اگه به تالار سر زدی خبری از خودت بده لطفا⚘
سلام. ممنون از توجه تون. متاسفانه حال روحی خوبی ندارم. مشاور اول با مامانم صحبت کرد و مامانم خیلی نرم تر شد. اما وقتی که شنید این آقا هم قراره بیاد تو اتاق پاشد رفت و جلسه رو ترک کرد مشاور خیلی تعجب کرده بود. ولی به این نتیجه رسیدیم که همه چیو به بابام بگیم یعنی ایتکه ما باهم در رابطه ایم و این خواستگاری معمولی نیست و قضیه طولانی مدتیه. مادرم این قضیه رو مطرح کرد اما با مخالفت شدید پدرم رو به رو شد که اینا در سطح ما نیستن نه فقط از نظر اقتصادی بلکه از نظر فهم و شعوری! جالبه بدون تحقیق و حتی اینکه حاضر باشن طرفشونو ببینن یا بشناسن و باز هم میگن صبر کن. دارم دیوونه میشم از طرفی حرفای مشاور روم خیلی تاثیر گذاشته که این آقا به خاطر منو خانوادم داره هم غرورش خورد میشه هم از زندگی عقب میفته و بعدها مشکلات برامون بیشتر میشه یه جورایی خودمو باعث عذاب میبینم. چاره کار من چیه نمیدونم به شدت افسرده و ناراحتم واقعا دیگه نمیدونم باید چی کار کنم.